مردمی که پرسش نمی‌کنند، در نهایت جلادان خود را می‌پرستند. آیا تا به حال به این فکر کرده ای؟ ‘گناه نابخشودنی’ ابزار استبداد دینی است. از قدرتی که صالحان را آزار داد پدید آمد و توسط شوراهای روم کدگذاری شد. هدف آن هرگز دفاع از عدالت نبود، بلکه نهادی بود که آن را پدید آورد. محکوم کردن شک و بخشیدن فظایع، نشانه بی‌چون و چرای یک امپراتوری جنایتکار است. BAC 60 13 12[465] , 0064│ Persian │ #NWEEL

 اخاذان مانند کک هستند و پادشاهی شیطان از آنها حمایت می‌کند. (زبان ویدیویی: اسپانیایی) https://youtu.be/bHNkswh9_oE,
Day 363

 عیسی خدا نیست، خدا تا ابد فناناپذیر است، اما عیسی بر روی صلیب مرد و خدا او را زنده نکرد. (زبان ویدیویی: اسپانیایی) https://youtu.be/6wMtRYJ-l4g

«تنهایی خوب نیست، به همین دلیل خدا مرد و همچنین زن را آفرید تا با هم باشند، نه تنها
مکاشفه ۱۹:۱۹ و دیدم آن وحش و پادشاهان زمین و لشکرهای ایشان را که جمع شده بودند تا با سوار اسب و با لشکر او جنگ کنند. مزامیر ۲ پادشاهان زمین برمی‌خیزند و حکام با هم مشورت می‌کنند علیه یهوه و علیه مسیح او، و می‌گویند: ۳ ‘بندهای ایشان را بگسلیم و کمندهای ایشان را از خود دور اندازیم.’ ۴ آن که در آسمان نشسته است می‌خندد؛ یهوه ایشان را مسخره می‌کند. از اشعیا ۶۳:۳-۵، اشعیا ۱۱:۱-۵ و مکاشفه ۱۹:۱۱-۱۹ نتیجه می‌شود که سوار بر اسب سفید طرفدار ‘چشم در برابر چشم’ است… سپس ‘وحش’ با مطالبه اینکه باید برای ضربات او طرف دیگر صورتمان را بگردانیم، پیام را تحریف کرد…

خدا گفت خوب نیست که مرد تنها باشد؛ به همین دلیل زن را برای او ساخت. اما روم با خدا مخالفت کرد. خدا گفت: ‘خوب نیست که مرد بدون زن باشد’ (پیدایش ۲). روم گفت: ‘برای مرد خوب است که با زنی نزدیکی نکند’ (اول قرنتیان ۷). روم این را گفت، اما ‘تهمت‌زننده بر برادران ما’ به دروغ یک قدیس را متهم کرد که این را گفته است. خدا گفت: ‘کاهنان من باید ازدواج کنند’ (لاویان ۲۱). روم گفت: ‘کاهنانی که من تحمیل می‌کنم نباید ازدواج کنند.’ اگر این نکته آخر در کتاب مقدس نیست، به این دلیل است که روم اهمیتی نمی‌دهد، زیرا روم کلماتی را از کتاب مقدس حذف و اضافه کرده است؛ هرگز به پیامی که آزار داده احترام نگذاشت، فقط آن را تحریف کرد. دانیال ۱۲:۱۰ ‘بسیاری پاک و سفید شده و آزموده خواهند شد؛ اما شریران به شرارت رفتار خواهند کرد و هیچ‌یک از شریران نخواهند فهمید، لکن فهمیدگان خواهند فهمید.’ آیا می‌فهمید چرا خدا هرگز مجازات زندان را برای قاتلان دیکته نکرد، بلکه ‘چشم در برابر چشم’ را دیکته کرد؟ متی ۲۴:۱۵ ‘پس چون رجاست ویرانی را که دانیال نبی درباره‌اش سخن گفته، در مکان مقدس ایستاده ببینید (هر کس می‌خواند بفهمد).’ متی ۱۵:۷ ‘ای ریاکاران، اشعیا در مورد شما خوب پیشگویی کرد، وقتی گفت: ۸ ‘این قوم با لب‌های خود مرا تکریم می‌کنند، اما قلب ایشان از من دور است. ۹ و عبادات ایشان باطل است، چون تعالیم و احکام انسانی را تعلیم می‌دهند.’’

آیا می‌فهمید که اگر عیسی پیامبر دانیال و پیامبر اشعیا را تأیید می‌کرد، پس غیرممکن بود که هم قانون ‘چشم در برابر چشم’ و هم قانونی که غذاهای ممنوعه را تعیین می‌کرد، لغو کند؟ با این حال، کتاب مقدس خلاف این را به ما می‌گوید، زیرا روم علیه خدا شورش کرد و پیام اصلی را تحریف نمود. آنچه امروز کتاب مقدس حاوی آن است، چیزی است که روم تصمیم گرفت که در آن باشد؛ و روم قدرت داشت که نصوص مقدس را وتو کند و نصوص اختراع خود را که هرگز مقدس نبودند، وارد کند.

همانطور که کسانی که می‌توانند بفهمند، درک کرده‌اند، نقش روم نوشته شده بود، درست مانند نقش من یا نقش شما که مرا می‌فهمید، نوشته شده است. اگر کلماتی علیه شریعت گفت، این بدان معناست که حتی بخش قابل توجهی از آنچه او گفت: ‘این شریعت بود و اینها نبوت‌ها بودند (که در مورد زمان‌های آینده صحبت می‌کردند)’ نیز تحریف شده است.

منابع: اشعیا ۶۶:۱۷ و دانیال ۷:۲۵.

گفتن اینکه حتی یکی از مقدسین سلک تجرد را انتخاب کرده و آن را ‘هدیه’ نامیده است، تهمتی فرومایه از ماری است که در قدیسان دروغینی که روم به طور مخفیانه برای نابودی دین واقعی معرفی کرد، تجسم یافته است.

در آنچه روم و قدیسان دروغینش در مورد پاداش در ملکوت آسمان‌ها می‌گویند، هیچ فیضی نیست. اگر طبق اتهام در متی ۲۲:۳۰، زنی برای مردان وجود نداشته باشد، این پاداش نیست، زیرا خوب نیست که مرد بدون زن باشد.

فرشته مغرور بود، مطمئن بود که وضع موجود تضمین شده است.

فرشته با غرور به حریفش گفت: تصویر من را بپرست یا بمیر!

حریفش گفت: من بت تو را نخواهم پرستید، ای فرشته یاغی، زیرا خدا آنقدر ناشنوا نیست که از من بخواهد از طریق بت‌ها یا فرستادگان واسطه به او دعا کنم. من بدون نیاز به واسطه یا تصاویر گنگ و ناشنوا، مستقیماً به خدا دعا می‌کنم.

روم که به عنوان مخالف خدا عمل می‌کرد، پیامی را که زمانی آزار می‌داد، جعل کرد. دوم مکابین ۷، اشعیا ۶۵، متی ۱۵ و اول تیموتاؤس ۴:۲-۶ را مقایسه کنید تا تناقضات را خودتان پیدا کنید. کلمات شیطان: ‘آیا خدا واقعاً به شما گفت که از آن میوه نخورید؟ هیچ چیز که خدا آفریده بد نیست، اگر با شکرگزاری دریافت کنید…’ کلمات پدر لوئیس سردو: ‘چرا گوشت خوک نمی‌خورید؟ این نوشته‌ها به این معنی است که اکنون می‌توانید آن را بخورید. آن هفت برادر به خاطر خودداری از خوردن آن بیهوده مردند.’

امثال ۱۸:۲۱

‘آنچه گفته می‌شود زندگی و مرگ را تعیین می‌کند؛ بگذارید کسانی که کلمات خود را نمی‌سنجند، عواقب را متحمل شوند.’

مرگ به پدر لوئیس سردو می‌گوید:

‘ای پرستنده تصویر من، از آنها بخواه که بگویند به عنوان گناهکار خواهند مرد – و کاری کن که در حین گناه کردن، با پرستش مجسمه و مخلوق، این را بگویند. می‌دانی که من از این ایده که آنها از گناه روی برگردانند و زنده بمانند تا داستان آن را تعریف کنند، خوشم نمی‌آید. به آن زوج بگو که فقط تا زمانی با هم خواهند بود که من جلوی راهشان قرار نگیرم (تا زمانی که مرگ آنها را جدا کند. جان‌هایشان را به من بده و کاری کن که این را بگویند، تا دهان خودشان تله‌ای شود که آنها را به من پیوند دهد).’

پدر لوئیس سردو از ندای مرگ اطاعت می‌کند:

‘آیا می‌پذیرید که مرگ بر میل شما برای با هم بودن برتری دارد و شما را از هم جدا خواهد کرد؟ اگر برکت ما را که برکت خداست، می‌خواهید، باید بپذیرید که گناهکاران مکرر هستید (اکنون و در ساعت مرگتان، آمین)، و تا زمانی که زنده‌اید، باید در مورد گناهانتان به ما پاسخگو باشید و فرزندان خود را به دست ما بسپارید تا به آنها اطاعت از ما را بیاموزید، همانطور که شما با پرداخت هزینه هر آنچه ما آن را راز مقدس می‌نامیم، انجام می‌دهید. شما بردگان ما هستید.’

مرگ با جبرئیل صحبت می‌کند:

‘چرا زنی را پیدا نمی‌کنی که در برابر تصویر من تسلیم شود و در کلیسایی که پدر لوئیس سردو اداره می‌کند، با او ازدواج نکنی؟’

جبرئیل به مرگ پاسخ می‌دهد:

‘اولاً، من علیه خدا شورش نخواهم کرد، زیرا پذیرش چنین پیوندهایی پرستش بت‌های خادمان توست. ثانیاً، همسر آینده من باید بتواند ایمان من را به اشتراک بگذارد، و متعلق به همان قومی باشد که توسط حقیقتی که خادمان تو آن را با پیام‌های پوچ مانند عشق به مرگ – یعنی عشق به دشمن – تحریف کرده‌اند، آزاد خواهد شد. زنی که همسر من خواهد شد، به آن قوم تعلق دارد، همانطور که به پیامبر دانیال گفته شد: ‘در آن زمان قوم تو نجات خواهند یافت…’ (دانیال ۱۲:۱). من باید آن زن را در باکرگی‌اش بگیرم؛ برخلاف کلیسای تو، در پیوندهای مقدس این جزئیات قابل مذاکره نیست – ضروری است: لاویان ۲۱:۱۳–۱۵ ‘او زنی باکره خواهد گرفت. بیوه یا مطلقه یا بی‌عفت شده یا فاحشه – اینها را نگیرد؛ بلکه باکره‌ای از قوم خود را به زنی بگیرد، تا نژاد خود را در میان قومش بی‌حرمت نسازد؛ زیرا من، خداوند، تقدیس‌کننده او هستم.’’

‘علاوه بر این، مردن در برنامه من نیست و نه در برنامه‌هایی که خدا برای قوم خود دارد، همانطور که در دانیال ۱۲:۳ نوشته شده است. و نام من در کتاب نوشته شده است. مزمور ۱۱۸:۱۴ نام من را ذکر می‌کند: ۱۷ نمی‌میرم، بلکه زندگی خواهم کرد و کارهای یاه را اعلام خواهم نمود. ۱۸ یاه مرا سخت تنبیه کرد، اما مرا به دست مرگ نسپرد. ۱۹ دروازه‌های عدالت را برای من باز کنید؛ از آنها وارد خواهم شد و یاه را ستایش خواهم کرد. ۲۰ این دروازه خداوند است؛ عادلان از آن وارد خواهند شد.’

جبرئیل نتیجه‌گیری می‌کند:

‘از سر راهم به سوی دروازه کنار برو… اگر مرگ مانع عشق ابدی شود، پس مرگ برداشته خواهد شد! ای فرشته مرگ، تا پای مرگ بجنگیم! من در مراسم تشییع جنازه تو شرکت نخواهم کرد، ای مرگ؛ من مشغول لذت بردن از زندگی با او خواهم بود – و از غیبت تو.’

خدا را شکر که این زن را آفرید تا در ملکوت آسمان تنها نباشم.

https://shewillfindme.wordpress.com/wp-content/uploads/2025/11/idi24-judgment-against-babylon-persian.pdf
«در مرقس ۳:۲۹ دربارهٔ ‘گناه بر ضد روح‌القدس’ که نابخشودنی دانسته شده، هشدار داده می‌شود. اما تاریخ و عمل رومیان یک وارونگی اخلاقی نگران‌کننده را آشکار می‌کند: مطابق با آموزهٔ آنان، گناه واقعیِ نابخشودنی نه خشونت است و نه بی‌عدالتی، بلکه زیر سؤال بردن اعتبار کتاب مقدسی است که خودشان تدوین و تحریف کرده‌اند. در همین حال، جنایت‌های سنگینی مانند کشتن بی‌گناهان نادیده گرفته شده یا توسط همان قدرتی توجیه شده است که ادعای خطاناپذیری می‌کرد. این نوشته بررسی می‌کند که این ‘گناه یگانه’ چگونه ساخته شد و چگونه این نهاد از آن برای حفظ قدرت خود و توجیه بی‌عدالتی‌های تاریخی استفاده کرد.

در مقاصدی متضاد با مسیح، ضد مسیح قرار دارد. اگر اشعیا ۱۱ را بخوانید، مأموریت مسیح را در زندگی دوم او خواهید دید، و آن این نیست که به همه لطف کند، بلکه فقط به صالحان. اما ضد مسیح فراگیر است؛ با وجود اینکه ناعادل است، می‌خواهد سوار کشتی نوح شود؛ با وجود اینکه ناعادل است، می‌خواهد همراه لوط از سدوم خارج شود… خوشا به حال کسانی که این کلمات برایشان توهین‌آمیز نیست. کسی که از این پیام آزرده نشود، او صالح است، تبریک به او: مسیحیت توسط رومیان ایجاد شد؛ تنها ذهنی که دوستدار تجرد (عزوبت) است و خاصِ رهبران یونانی و رومی، دشمنان یهودیان باستان، می‌تواند پیامی مانند این را تصور کند: ‘اینان کسانی هستند که خود را با زنان نجس نکرده‌اند، زیرا باکره مانده‌اند. آنها هر جا که بره برود، او را دنبال می‌کنند. آنها از میان مردمان خریده شده‌اند تا نوبر باشند برای خدا و بره’ در مکاشفه ۱۴: ۴، یا پیامی شبیه به این: ‘زیرا در قیامت نه زن می‌گیرند و نه شوهر می‌کنند، بلکه مانند فرشتگان خدا در آسمان خواهند بود’، در متی ۲۲: ۳۰. هر دو پیام به نظر می‌رسد که از یک کشیش کاتولیک رومی آمده باشند، نه از یک پیامبر خدا که این برکت را برای خود می‌طلبد: ‘کسی که همسر یابد، خیری یافته و از خداوند رضایت کسب کرده است’ (امثال ۱۸: ۲۲)، لاویان ۲۱: ۱۴ ‘او نباید زنی بیوه یا مطلقه یا زن بدنام یا فاحشه بگیرد، بلکه باید دختری باکره از قوم خود را به همسری بگیرد.’

من مسیحی نیستم؛ من یک هنوته‌ایست (Henotheist) هستم. من به یک خدای برتر که بالاتر از همه چیز است ایمان دارم، و باور دارم که خدایانی آفریده‌شده نیز وجود دارند — برخی وفادار و برخی فریبکار. من فقط به خدای برتر دعا می‌کنم.

اما از آن‌جا که از کودکی در مسیحیت رومی آموزش دیده بودم، سال‌ها به آموزه‌های آن باور داشتم. حتی زمانی که عقل سلیم چیز دیگری می‌گفت، آن عقاید را دنبال می‌کردم.

برای مثال — به‌اصطلاح — من گونهٔ دیگرم را به زنی تقدیم کردم که قبلاً یک سیلی به من زده بود. زنی که در ابتدا مثل یک دوست رفتار می‌کرد، اما بعد، بدون هیچ دلیل، شروع به رفتاری کرد که انگار من دشمنش هستم — با رفتارهایی عجیب و متناقض.

تحت تأثیر کتاب مقدس، باور داشتم که نوعی طلسم باعث این تغییر شده، و آنچه او نیاز داشت دعا بود تا به دوستی که قبلاً نشان داده بود (یا تظاهر کرده بود) بازگردد.

اما در نهایت، همه‌چیز بدتر شد. به محض اینکه فرصتی برای بررسی عمیق‌تر پیدا کردم، دروغ را کشف کردم و در ایمانم احساس خیانت دیدم. فهمیدم که بسیاری از این آموزه‌ها از پیام حقیقی عدالت نیامده‌اند، بلکه از هلنیسم رومی که به متون مقدس نفوذ کرده، آمده‌اند. و تأیید کردم که فریب خورده‌ام.

به همین دلیل، اکنون روم و فریب آن را محکوم می‌کنم. من با خدا نمی‌جنگم، بلکه با تهمت‌هایی که پیام او را تحریف کرده‌اند مبارزه می‌کنم.

امثال ۲۹:۲۷ می‌گوید که مرد عادل از بدکاران نفرت دارد. اما اول پطرس ۳:۱۸ می‌گوید که مرد عادل برای بدکاران مرد. چه کسی باور می‌کند کسی برای کسانی که از آن‌ها نفرت دارد بمیرد؟ باور به آن یعنی ایمان کور؛ یعنی پذیرش تضاد.

و وقتی ایمان کور موعظه می‌شود، آیا این به آن معنا نیست که گرگ نمی‌خواهد شکارش فریب را ببیند؟

یهوه مانند یک جنگجوی نیرومند فریاد خواهد زد: «از دشمنانم انتقام خواهم گرفت!»
(مکاشفه ۱۵:۳ + اشعیا ۴۲:۱۳ + تثنیه ۳۲:۴۱ + ناحوم ۱:۲–۷)

پس چه می‌توان گفت درباره‌ی آن «محبت به دشمن» که طبق برخی آیات کتاب مقدس، پسر یهوه گویا آن را تعلیم داده و گفته باید کمال پدر را با محبت به همگان تقلید کنیم؟
(مرقس ۱۲:۲۵–۳۷، مزمور ۱۱۰:۱–۶، متی ۵:۳۸–۴۸)
این دروغی‌ست که دشمنان پدر و پسر آن را منتشر کرده‌اند.
آموزه‌ای جعلی که از آمیختن یونان‌گرایی با کلام مقدس پدید آمده است.

من فکر می کردم که دارند برای او جادوگری می کنند، اما او جادوگر بود. اینها استدلال های من است. ( https://gabriels58.wordpress.com/wp-content/uploads/2025/04/idi24.pdf ) –

آیا این همه قدرت تو است، جادوگر بدجنس؟

در لبه‌ی مرگ، در مسیری تاریک قدم می‌زد، اما در جستجوی نور بود. – او نورهایی را که بر کوه‌ها منعکس می‌شدند تفسیر می‌کرد تا گامی اشتباه برندارد، تا از مرگ بگریزد. █
شب بر جاده‌ی مرکزی سایه افکنده بود، تاریکی همچون پرده‌ای مسیر پر پیچ و خم را که از میان کوه‌ها می‌گذشت، پوشانده بود. او بی‌هدف گام برنمی‌داشت، مسیرش آزادی بود، اما این سفر تازه آغاز شده بود.
بدنش از سرما بی‌حس شده بود و روزها بود که چیزی نخورده بود. تنها همدمش سایه‌ی کشیده‌ای بود که در نور چراغ‌های کامیون‌هایی که غرش‌کنان از کنارش عبور می‌کردند، امتداد می‌یافت. کامیون‌هایی که بی‌وقفه می‌راندند، بی‌آنکه حضور او برایشان اهمیتی داشته باشد. هر قدم، چالشی بود، هر پیچ، دامی تازه که باید از آن جان سالم به در می‌برد.
هفت شب و بامداد، مجبور بود بر روی خط زرد باریکی که جاده‌ای دوطرفه را از هم جدا می‌کرد، پیش برود، در حالی که کامیون‌ها، اتوبوس‌ها و تریلرهای غول‌پیکر تنها چند سانتی‌متر با بدنش فاصله داشتند. در دل تاریکی، غرش کرکننده‌ی موتورهای عظیم او را در بر می‌گرفت، و چراغ‌های کامیون‌هایی که از پشت سر می‌آمدند، نور خود را بر کوهی که در برابر چشمانش بود، می‌تاباندند. در همان لحظه، کامیون‌های دیگری از رو‌به‌رو نزدیک می‌شدند، و او مجبور بود در کسری از ثانیه تصمیم بگیرد که قدم‌هایش را تندتر کند یا در این مسیر خطرناک ثابت‌قدم بماند؛ مسیری که در آن هر حرکت می‌توانست تفاوتی میان زندگی و مرگ باشد.
گرسنگی چونان هیولایی از درون او را می‌بلعید، اما سرما نیز بی‌رحم بود. در کوهستان، شب‌ها همچون پنجه‌هایی نامرئی تا مغز استخوان را می‌سوزاندند و باد سرد همچون نفسی یخ‌زده وجودش را در بر می‌گرفت، گویی در تلاش بود آخرین جرقه‌ی زندگی‌اش را خاموش کند. هرجا که می‌توانست پناه می‌گرفت، گاهی زیر پلی، گاهی در گوشه‌ای که بتن بتواند کمی سرپناه دهد، اما باران رحم نمی‌کرد. آب از لابه‌لای لباس‌های پاره‌اش نفوذ می‌کرد و به پوستش می‌چسبید، حرارت اندکش را می‌ربود.
کامیون‌ها بی‌وقفه در مسیر خود پیش می‌رفتند، و او، با امیدی لجوجانه که شاید کسی دلش به رحم بیاید، دستش را بالا می‌آورد، درخواست کمک می‌کرد. اما رانندگان یا بی‌تفاوت می‌گذشتند، یا نگاهی پر از تحقیر به او می‌انداختند، گویی او تنها سایه‌ای بیش نبود. گاهی، انسانی مهربان توقف می‌کرد و او را برای مسافتی کوتاه سوار می‌کرد، اما چنین لحظاتی اندک بودند. اکثر مردم او را نادیده می‌گرفتند، انگار که او صرفاً مانعی در جاده بود، موجودی که ارزش کمک کردن نداشت.
در یکی از همان شب‌های بی‌پایان، ناامیدی او را وادار کرد که در میان زباله‌های مسافران به دنبال تکه‌ای غذا بگردد. او از اعتراف به این حقیقت شرم نداشت: با کبوترها بر سر لقمه‌ای نان خشک رقابت می‌کرد، پیش از آنکه آن‌ها بتوانند آخرین خرده‌های نان را ببلعند، او دست دراز می‌کرد. نبردی نابرابر بود، اما او فردی متفاوت بود، چرا که حاضر نبود زانو بزند و برای هیچ بتی دعا کند، و یا هیچ انسانی را به عنوان «تنها سرور و نجات‌دهنده» بپذیرد. او مایل نبود که به خواسته‌های شخصیت‌های شومی که قبلاً به دلیل اختلافات مذهبی او را سه بار ربوده بودند، تن دهد. همان‌هایی که با افتراهای خود، او را به این جاده‌ی زرد کشانده بودند.
گاه‌گاهی، مردی نیکوکار تکه نانی یا جرعه‌ای نوشیدنی به او می‌داد، هدیه‌ای کوچک، اما آرامشی در دل رنج‌های بی‌پایانش.
اما بی‌تفاوتی قانون این دنیا بود. وقتی درخواست کمک می‌کرد، بسیاری روی برمی‌گرداندند، گویی ترس داشتند که مبادا فلاکت او به آن‌ها سرایت کند. گاهی یک «نه»ی ساده، امید را در دم خاموش می‌کرد، اما برخی دیگر، با نگاهی سرد یا کلماتی سنگین، او را بیش از پیش به تاریکی می‌راندند. او نمی‌توانست درک کند که چگونه مردم می‌توانند کسی را که حتی قادر به ایستادن نیست، نادیده بگیرند. چگونه می‌توانستند شاهد سقوط انسانی باشند، بی‌آنکه ذره‌ای دلسوزی نشان دهند؟
با این حال، او ادامه داد. نه از سر قدرت، بلکه از سر اجبار. او همچنان در جاده قدم می‌زد، کیلومترها آسفالت را پشت سر می‌گذاشت، شب‌هایی بی‌خوابی، روزهایی بی‌غذا. مصیبت‌ها یکی پس از دیگری بر او فرود می‌آمدند، اما او تسلیم نشد. چرا که در اعماق وجودش، حتی در دل سیاه‌ترین ناامیدی‌ها، هنوز جرقه‌ای از بقا زنده بود، جرقه‌ای که با آرزوی آزادی و عدالت زبانه می‌کشید.

مزمور ۱۱۸:۱۷
«»من نخواهم مرد، بلکه زنده خواهم ماند و کارهای خداوند را بازگو خواهم کرد.»»
۱۸ «»خداوند مرا سخت تأدیب کرد، اما مرا به مرگ نسپرد.»»

مزمور ۴۱:۴
«»گفتم: ای خداوند، بر من رحمت فرما و مرا شفا بده، زیرا با پشیمانی اعتراف می‌کنم که به تو گناه ورزیده‌ام.»»

ایوب ۳۳:۲۴-۲۵
«»و به او بگوید که خدا به او رحمت کرد، او را از فرود آمدن به گور رهانید، و برای او فدیه‌ای یافت.»»
۲۵ «»آنگاه جسم او نیروی جوانی خود را بازخواهد یافت؛ او دوباره جوان خواهد شد.»»

مزمور ۱۶:۸
«»خداوند را همواره پیش روی خود داشته‌ام؛ زیرا که او در دست راست من است، پس متزلزل نخواهم شد.»»

مزمور ۱۶:۱۱
«»تو راه زندگی را به من نشان خواهی داد؛ در حضور تو کمال شادی است و در دست راست تو لذت‌ها تا ابد.»»

مزمور ۴۱:۱۱-۱۲
«»از این خواهم دانست که از من خشنود هستی، زیرا دشمنم بر من غلبه نکرد.»»
۱۲ «»اما مرا به سبب راستی‌ام حفظ کردی و مرا در حضور خود تا ابد استوار ساختی.»»

مکاشفه ۱۱: ۴
«»این دو شاهد، دو درخت زیتون و دو چراغدان هستند که در حضور خدای زمین ایستاده‌اند.»»

اشعیا ۱۱ :۲
«»روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت؛ روح حکمت و فهم، روح مشورت و قدرت، روح دانش و ترس از خداوند.»»

من در دفاع از ایمان به کتاب مقدس اشتباهاتی مرتکب شده‌ام، اما از روی ناآگاهی. اما اکنون می‌بینم که این کتاب متعلق به دینی نیست که روم آن را سرکوب کرد، بلکه متعلق به دینی است که خود روم برای لذت بردن از تجرد خود ایجاد کرد. به همین دلیل، آنها موعظه کردند که عیسی با یک زن ازدواج نمی‌کند، بلکه با کلیسای خود ازدواج می‌کند، و فرشتگانی را معرفی کردند که، اگرچه نام‌های مردانه دارند، شبیه مردان نیستند (نتیجه‌گیری خود را بگیرید). این شخصیت‌ها مانند قدیسان دروغینی هستند که مجسمه‌های گچی را می‌بوسند و شبیه خدایان یونانی-رومی هستند، زیرا در واقع همان خدایان مشرک هستند که فقط نامشان تغییر کرده است.

پیامی که آنها موعظه می‌کنند با منافع قدیسان واقعی ناسازگار است. بنابراین، این کفاره من برای آن گناه ناخواسته است. با انکار یک دین دروغین، سایرین را نیز رد می‌کنم. و هنگامی که کفاره‌ام را به پایان برسانم، آنگاه خداوند مرا خواهد بخشید و مرا به او خواهد رساند، به آن زن خاصی که نیاز دارم. زیرا هرچند به تمام کتاب مقدس ایمان ندارم، اما به آنچه که به نظرم درست و منطقی می‌آید باور دارم؛ و باقی، افتراهای رومیان است.

امثال ۲۸:۱۳
«»آن که گناهان خود را می‌پوشاند، کامیاب نخواهد شد؛ اما هر که اعتراف کند و ترک نماید، رحمت خواهد یافت.»»

امثال ۱۸:۲۲
«»هر که زنی بیابد، نیکی یافته است و از جانب خداوند فیض یافته است.»»

من لطف خداوند را در قالب آن زن خاص جستجو می‌کنم. او باید همان‌گونه باشد که خداوند به من امر کرده است. اگر از این ناراحت می‌شوی، به این دلیل است که باخته‌ای:

لاویان ۲۱:۱۴
«»بیوه، مطلقه، زن ناپاک یا فاحشه‌ای را به زنی نگیرد، بلکه دختری باکره از میان قوم خود را به همسری برگزیند.»»

برای من، او جلال است:

اول قرنتیان ۱۱:۷
«»زن، جلال مرد است.»»

جلال یعنی پیروزی، و من آن را با قدرت نور خواهم یافت. بنابراین، حتی اگر هنوز او را نشناسم، برایش نامی انتخاب کرده‌ام: «»پیروزی نور»».

و وب‌سایت‌هایم را «»بشقاب‌پرنده»» نامیده‌ام، زیرا با سرعت نور حرکت می‌کنند، به گوشه‌های دنیا می‌رسند و اشعه‌های حقیقت را شلیک می‌کنند که تهمت‌زنندگان را سرنگون می‌کند. با کمک وب‌سایت‌هایم، او را پیدا خواهم کرد و او نیز مرا خواهد یافت، او زنی است که به دنبالش هستم.

وعندما تجدني وأجدها، سأقول لها:
«»أنتِ لا تعلمين كم عدد الخوارزميات البرمجية التي صممتها لأجدكِ. ليس لديكِ أي فكرة عن كل الصعوبات والأعداء الذين واجهتهم لأجدكِ، يا لوز فيكتوريا (نور النصر).»»
و زمانی که او مرا پیدا کند و من نیز او را، به او خواهم گفت:
«»تو نمی‌دانی که برای پیدا کردنت چند الگوریتم برنامه‌نویسی طراحی کردم. تو هیچ تصوری از تمام دشواری‌ها و دشمنانی که برای یافتنت با آنها روبرو شدم، نداری، ای پیروزی نور من.»»

من بارها با خود مرگ روبرو شدم:

حتی یک ساحره وانمود کرد که تو هستی! تصور کن، او به من گفت که نور است، در حالی که رفتارش پر از تهمت بود. او بیش از هر کس دیگری به من تهمت زد، اما من نیز بیش از هر کس دیگری از خود دفاع کردم تا تو را پیدا کنم. تو موجودی از نور هستی، به همین دلیل است که ما برای یکدیگر آفریده شده‌ایم!

حالا، بیا از این جای لعنتی خارج شویم…

این داستان من است، می‌دانم که او مرا خواهد فهمید و درستکاران نیز مرا درک خواهند کرد.

شاهزاده محاسباتی که در IDAT تحصیل کرده است، برنامه خود را در توربو پاسکال توضیح می دهد (زبان ویدیویی: اسپانیایی) https://youtu.be/Dj421tHvFDU

«

1 光明对抗黑暗。蓝色势力对抗红色势力。正义对抗非正义。真相对抗诽谤。 https://144k.xyz/2025/09/13/%e5%85%89%e6%98%8e%e5%af%b9%e6%8a%97%e9%bb%91%e6%9a%97%e3%80%82%e8%93%9d%e8%89%b2%e5%8a%bf%e5%8a%9b%e5%af%b9%e6%8a%97%e7%ba%a2%e8%89%b2%e5%8a%bf%e5%8a%9b%e3%80%82%e6%ad%a3%e4%b9%89%e5%af%b9%e6%8a%97/ 2 Рэлігія і рымляне. , 1 John 5:2, Psalms 79:1, Azariah Prayer 1 1:6, 2 Chronicles 11:7, Deuteronomy 19:21, #Deathpenalty , Belarusian , #EOVB https://ellameencontrara.com/2025/02/09/%d1%80%d1%8d%d0%bb%d1%96%d0%b3%d1%96%d1%8f-%d1%96-%d1%80%d1%8b%d0%bc%d0%bb%d1%8f%d0%bd%d0%b5-1-john-52-psalms-791-azariah-prayer-1-16-2-chronicles-117-deuteronomy-1921-deathpenalty/ 3 ¿Cómo saber si le gusto a una mujer?, ¿Cómo saber si una mujer finge interés en mí o si me seduce únicamente por mi dinero, o por rivalidad con otra mujer, o por capricho, o con malas intenciones? https://ntiend.me/2024/12/01/como-saber-si-le-gusto-a-una-mujer-como-saber-si-una-mujer-finge-interes-en-mi-o-si-me-seduce-unicamente-por-mi-dinero-o-por-rivalidad-con-otra-mujer-o-por-capricho-o-con-malas-intenc/ 4 Svinekød og den romerske sammensværgelse mod Jesu religion, der forbyder svinekødsforbrug. https://ntiend.me/2024/04/13/svinekod-og-den-romerske-sammensvaergelse-mod-jesu-religion-der-forbyder-svinekodsforbrug/ 5 Jesús no le dijo a sus enemigos amaos los unos a los otros, solo se lo dijo a sus amigos. https://haciendojoda.blogspot.com/2023/07/jesus-no-le-dijo-sus-enemigos-amaos-los.html

«چرا باید قرن‌ها سنت را دنبال کنیم اگر آنچه می‌بینیم قرن‌ها فریب است؟
دین امپراتوری روم در روزگار عیسی

در زمان مسیح، امپراتوری روم چندخدایی بود و دینی را اجرا می‌کرد که خدایان و الهه‌های متعددی را می‌پرستید. این خدایان، مانند ژوپیتر، جونو، مینروا، باکوس، مارس و ونوس، در زندگی روزمره و فرهنگ رومی‌ها نقش محوری داشتند. مسیحیت یک دین اقلیت بود و توسط دولت روم مورد آزار و اذیت قرار می‌گرفت زیرا اقتدار امپراتوری و الوهیت امپراتوران را زیر سوال می‌برد.

حالا بیایید به اصل مطلب بپردازیم و پیام هوش مصنوعی را تجزیه و تحلیل کنیم:

چندخدایی به معنای پرستش بیش از یک خداست.

چگونه؟ با دعا به آن خدایان، معمولاً به مجسمه‌های مرتبط با آن خدایان.

خدا چیست؟ موجودی که به قدرت‌های معجزه‌آسا یا فوق بشری نسبت داده می‌شود.

پس دعا به خدایان متعدد، دعا به موجودات متعدد به امید دریافت الطاف الهی از آنهاست.

الوهیت امپراتوران… این خیلی شبیه به این دکترین است که پاپ‌ها اقتدار الهی دارند.

دین روم، آن روم، نمرد؛ فقط نام خدایان قدیمی‌اش را تغییر داد. این همان دینی است که عادلان و دینشان را نابود کرد، نام خدایانشان را تغییر داد، و امروز تمام مردم، به جز چند استثنا مانند کسی که این را می‌نویسد، در برابر بت‌هایشان تعظیم می‌کنند و تکرار می‌کنند که سزارهایشان الوهیت دارند.

چهره‌های روی سکه‌های امپراتوری تغییر می‌کنند، اما اراده برای فریب تغییر نمی‌کند.

اینها آیاتی از ایمانی نیستند که روم مورد آزار و اذیت قرار داد –
آنها آیاتی از دینی هستند که روم ایجاد کرد

تا امپراتورانش را ثروتمند نگه دارد،

به پرستش همان خدایشان ژوپیتر (زئوس)،

به قیمت عدالت و حقیقت.

مسیح دروغین امپراتوری روم (زئوس/ژوپیتر):
‘مالیات، سکه‌ها و هدایای خود را به قیصر بدهید…’
(مرقس ۱۲:۱۶-۱۷)
‘و تمام عبادت خود را به من بدهید’
(عبرانیان ۱:۶)
مسیح دروغین امپراتوری روم (زئوس/ژوپیتر):
‘دروازه‌ها را باز کنید. کسانی را که پیام مرا موعظه می‌کنند، به داخل راه دهید: ‘دشمنان خود را دوست بدارید، کسانی را که شما را نفرین می‌کنند، برکت دهید، به کسانی که از شما متنفرند، نیکی کنید…’ (متی ۵:۴۴) و اگر این کار را نکنید، اگر مرا نپذیرید یا از صدای من پیروی نکنید… از من دور شوید، ای نفرین‌شدگان، به آتش ابدی که برای شیطان و فرشتگانش آماده شده است!’ (متی ۲۵:۴۱)

جبرئیل: ‘از دروازه‌های عادلان دور شوید، شیطان! تناقض شما شما را رسوا می‌کند. شما عشق به دشمنان را موعظه می‌کنید… اما از کسانی که شما را دوست ندارند متنفرید. شما می‌گویید کسی را نفرین نکنید… اما کسانی را که به شما خدمت نمی‌کنند، نفرین می‌کنید. مسیح حقیقی هرگز عشق به دشمنان را موعظه نکرد. او می‌دانست کسانی که تو را می‌پرستند، سخنان او را جعل می‌کنند. به همین دلیل است که در متی ۷:۲۲ درباره آنها هشدار داد… با اشاره به مزمور ۱۳٩: ۱۷-۲۲: ‘ای خداوند، از کسانی که از تو نفرت دارند، متنفرم… من آنها را دشمنان خود می‌دانم.’

https://shewillfindme.wordpress.com/wp-content/uploads/2025/11/idi24-judgment-against-babylon-persian.pdf
«بررسی زمان‌های آخر، متی ۲۴:۲۱ و دانیال ۱۲:۱ حقیقت‌ها و دروغ‌ها در کتاب مقدس
اگر داوری نهایی به معنای آمدن عدالت است، این به‌وضوح بدان معناست که عدالت در حال حاضر حاکم نیست. در زمان داوری، آشکار است که میان گناهکاران و بی‌گناهان، میان کسانی که از اتهامات دروغین رهایی می‌یابند و شاهدان دروغین، درگیری وجود دارد. تا زمانی که آن روز فرا نرسیده است، می‌توان نتیجه گرفت: مرد عادل را متهم کردند که به ازدواج علاقه‌ای ندارد؛ و کسی را که به ازدواج علاقه نداشت ‘قدیس’ نامیدند. به عبارت دیگر، آزاردهندگان رومی بسیاری از امور را وارونه کرده‌اند. آنها ‘چشم در برابر چشم’ را انکار کردند و این انکار را به‌عنوان سخنِ مسیحِ یهوه معرفی نمودند؛ آنها ازدواج را که هدف شخصی مسیحِ یهوه بود، انکار کردند.
بیایید بدون فیلتر استدلال کنیم: اگر خدا موسی را به‌عنوان پیامبر خود مسح کرد و از طریق او قانون ‘چشم در برابر چشم’ و ازدواج برای کاهنان را مقرر نمود، آیا منطقی است که مسح‌شدهٔ دیگر خدا بگوید که او آمده تا شریعت خدا را کامل کند، و در عین حال ‘چشم در برابر چشم’ را نفی کند و تجرد را برای کاهنان خدا تأیید نماید؟ آیا همهٔ اینها شبیه نفوذ دشمنان نیست؟ زیرا در واقع، آزاردهندگان چنین رفتار کردند. من باور دارم که هنگامی که مقدسان به زندگی بازگردند، مانند قهرمانانی رفتار خواهند کرد که از نامزدها و همسران آیندهٔ خود در برابر تهمت‌های مار دفاع می‌کنند؛ آنها برای ایشان خواهند نوشت و حقیقت را خواهند گفت، آنچه را که واقعاً می‌خواهند بشنوند.
اگر عیسی به‌عنوان مردی عادل آمد، طبیعی است که مانند لوط، نوح یا موسی بیاید؛ کسانی که همسر داشتند. اگر او بازگردد، او نیز همسر خود را خواهد جست، زیرا داشتن همسری نیکو هرگز با بندگی خدا ناسازگار نبوده است؛ بلکه برعکس، داشتن همسر نعمتی از جانب خداست.
روم آداب و تعالیمی بیگانه تحمیل کرد؛ روم مانند اژدها عمل کرد و در زمان پایان، دروغ‌های او با نور قدرتمند حقیقت، با انسجام و با فناوری که ابزارهای ستم تاریک مبتنی بر جهل و فریب را نابود می‌کند، شکست خواهد خورد. از این رو کتاب مقدس می‌گوید که اژدهایی که تمام جهان را فریب می‌دهد، توسط مقدسان به زمین افکنده خواهد شد

روم خورشید را می‌پرستید. در هر انقلاب خورشیدی، در هر بیست و پنجم دسامبر، با اخلاص فراوان آن را گرامی می‌داشت. هنگامی که عیسی را تعقیب کرد و بر صلیب آویخت، سپس به ما گفت که او زنده شده است و این کار را در یکشنبه انجام داد تا همچنان در روز خورشید به پرستش آن ادامه دهد. اما این درست نیست. عیسی از دری سخن گفت، دری که روم، درِ عدالت را به روی تو بست تا با دروغ امپراتوری خود تو را فریب دهد.

در مَثَلِ باغبانان شرور، از سنگی ردشده سخن می‌گوید. آن سنگ خودِ اوست و از بازگشتش سخن می‌گوید. مزمور ۱۱۸ می‌گوید که خدا او را مجازات می‌کند، اما دوباره به مرگ نمی‌سپارد. او از دروازه‌ای عبور می‌کند، همان دری که درستکاران از آن عبور می‌کنند.

اگر عیسی واقعاً زنده شده بود، تمام حقیقت را می‌دانست، زیرا با بدن زنده‌شده‌ی خود و دانشی کامل بازمی‌گشت. اما نبوت می‌گوید که او مجازات می‌شود. چرا؟ زیرا برای بازگشت، تناسخ می‌یابد. در بدنی دیگر مغزی دیگر دارد، مغزی که حقیقت را نمی‌داند. او نیز مانند همه‌ی مقدسین به وسیله‌ی گناه مغلوب می‌شود. ‘به او اجازه داده شد با مقدسان بجنگد و آنان را شکست دهد’، در مکاشفه آمده است. و پیامبر دانیال تأیید می‌کند: ‘دیدم که این شاخ با مقدسان جنگ می‌کرد و بر آنان غلبه یافت’.

و اگر عیسی تناسخ یافته است، در روز سوم زنده نشد. هوشع باب ششم، آیه‌ی دوم درباره‌ی روزهای واقعی سخن نمی‌گوید. او درباره‌ی هزاره‌ها سخن می‌گوید. هزاره‌ی سوم… روز یهوه است، روزی که در مزمور ۱۱۸:۲۴ ذکر شده است.

در همین هزاره‌ی سوم است که خائنان ظاهر می‌شوند.
چرا؟
زیرا خیانت یهودا به عیسی، که روم در یوحنا باب ۱۳ آیه‌ی ۱۸ اختراع کرد، در زندگی نخست او تحقق نیافت.

پیشگویی‌ای که آن آیه به آن اشاره دارد می‌گوید که مرد خیانت‌دیده گناه کرد. مزمور ۴۱:۲-۹ از زمینه خود خارج شده است، زیرا در زندگی نخست خود عیسی هرگز گناه نکرد.

چرا؟
زیرا در آن زمان دین حقیقی تعلیم داده می‌شد و به او نیز حقیقت آموخته شد. اما پس از مداخله‌ی روم، حقیقت دیگر تعلیم داده نشد.

تا زمان پایان، زمانی که میکائیل و فرشتگانش از خاک مرگ برمی‌خیزند —یعنی عیسی و درستکاران—. دانیال باب ۱۲ آیات ۱ تا ۳ به روشنی از این موضوع سخن می‌گوید.

حال بیایید یک فریب رومی دیگر را افشا کنیم: تولد باکره عیسی:

مثال آشکارتر دیگر: تولد عیسی از باکره. این عقیده که توسط مسیحیت پذیرفته و بعداً توسط اسلام کپی شده است، هیچ پایه نبوی واقعی در تنخ ندارد. آیه‌ای که به عنوان ‘اثبات نبوی’ استفاده می‌شود، اشعیا ۷:۱۴ است که می‌گوید:

اینک باکره (آلما) باردار شده و پسری به دنیا خواهد آورد و نام او را عمانوئیل خواهد گذاشت.

این متن از یک باکره معجزه‌آسا صحبت نمی‌کند، بلکه از یک زن جوان صحبت می‌کند (کلمه عبری آلما به معنای باکره نیست؛ زیرا به معنای بتوله است). متن این فصل نشان می‌دهد که اشعیا به یک رویداد فوری اشاره می‌کرد: تولد پادشاه حزقیا، پسر آحاز و ابی (دوم پادشاهان ۱۸: ۱-۷)، که در زمان خود، حدود ۷۰۰ سال قبل از عیسی، پیشگویی را به عنوان یک نشانه الهی به انجام رساند.

‘عمانوئیل’ یک مسیح آینده‌ی ماوراءالطبیعه نبود، بلکه نمادی از این بود که خدا در آن نسل با یهودا بود و کودکی که متولد می‌شد (حزقیا) عملاً اورشلیم را از حمله‌ی آشوریان نجات داد. هیچ پیشگویی‌ای برای توجیه تولد عیسی از باکره وجود ندارد. این یک ساختار الهیاتی بعدی بود که تحت تأثیر فرقه‌های بت‌پرست یونانی-رومی قرار گرفت که در آن نیمه‌خدایان از زنان باکره‌ای که توسط خدایان باردار شده بودند، متولد می‌شدند.

حالا ثابت می کنم که این داستان نادرست است:

طبق کتاب مقدس، عیسی از یک باکره متولد شد، اما این با متن پیشگویی در اشعیا 7 در تضاد است. اناجیل آخرالزمان، از جمله انجیل فیلیپ، نیز این ایده را تداوم می بخشد. با این حال، پیشگویی اشعیا به تولد حزقیا پادشاه اشاره دارد، نه عیسی. حزقیا از زنی به دنیا آمد که در زمان بیان نبوت باکره بود، نه پس از باردار شدن، و نبوت عمانوئیل توسط حزقیا محقق شد، نه عیسی. روم انجیل واقعی را پنهان می کرد و از متون آخرالزمان برای منحرف کردن و مشروعیت بخشیدن به دروغ های بزرگ استفاده می کرد. عیسی پیشگویی های اشعیا در مورد عمانوئیل را برآورده نکرد و کتاب مقدس معنای باکره را در اشعیا 7 به اشتباه تفسیر می کند.

اشعیا 7: 14-16: این قسمت از باکره ای نام می برد که پسری به نام عمانوئیل به دنیا می آورد که به معنای ‘خدا با ماست’. این پیشگویی به شاه آحاز داده شده است و اشاره به وضعیت سیاسی فوری، به ویژه نابودی سرزمین دو پادشاه آحاز (پکاه و رزین) دارد. این با زمینه تاریخی و جدول زمانی تولد حزقیا پادشاه همسو است، نه با عیسی.

نشان دادن ناهماهنگی روایت:

اشعیا 7: 14-16: »بنابراین خود خداوند به شما نشانه ای خواهد داد: اینک باکره آبستن شده و پسری خواهد آورد و نام او را عمانوئیل خواهد گذاشت. او باید کره و عسل بخورد، تا زمانی که بداند بدی را رد کند و خوب را انتخاب کند. زیرا قبل از اینکه کودک بداند که بدی را رد کند و نیکی را انتخاب کند، سرزمین دو پادشاهی که از آنها می ترسید رها خواهد شد.’

این قسمت از باکره ای نام می برد که پسری به نام عمانوئل به دنیا می آورد که به معنای ‘خدا با ماست’. این پیشگویی به شاه آحاز داده شده است و اشاره به وضعیت سیاسی فوری، به ویژه نابودی سرزمین دو پادشاه آحاز (پکاه و رزین) دارد. این با زمینه تاریخی و جدول زمانی تولد حزقیا پادشاه همسو است، نه با عیسی.

دوم پادشاهان 15: 29-30: ‘در ایام فکاه، پادشاه اسرائیل، تیگلاتفالسر، پادشاه آشور آمد و اییون، هابیل‌بیت‌ماخه، یانوح، قادش، حصور، جلعاد، جلیل و تمامی سرزمین نفتالی را گرفت و آنها را به اسیری به آشور برد. هوشع پسر الهه علیه فکاه بن رملیا توطئه کرد و به او حمله کرد و او را کشت. او در سال بیستم یوتام پسر عزیا جانشین او شد.’

این داستان سقوط پکا و رزین را توصیف می کند و پیشگویی اشعیا در مورد ویران شدن سرزمین دو پادشاه را قبل از اینکه کودک (حزقیا) یاد بگیرد که بدی را رد کند و خیر را انتخاب کند، محقق می شود.

دوم پادشاهان 18:4-7 او مکانهای بلند را برداشت، ستونهای مقدس را شکست، تیرهای خاکستر را برید و مار برنزی را که موسی ساخته بود، تکه تکه کرد، تا آن زمان بنی اسرائیل برای آن بخور می سوزاندند. نامش را نهوشتان گذاشت. او به یهوه خدای اسرائیل توکل کرد. در میان پادشاهان یهودا قبل یا بعد از او هیچکس مانند او نبود. زیرا او از خداوند پیروی کرد و از او دور نشد، بلکه احکامی را که خداوند به موسی فرمود، نگاه داشت. خداوند با او بود و هر جا که می‌رفت موفق می‌شد. او بر پادشاه آشور قیام کرد و به او خدمت نکرد.

این اصلاحات حزقیا و وفاداری او به خدا را برجسته می‌کند و نشان می‌دهد که ‘خدا با او بود’ و نام عمانوئیل را در متن حزقیا برآورده می‌کند.

اشعیا 7:21-22 و دوم پادشاهان 19:29-31: ‘و در آن روز واقع خواهد شد که مردی یک گاو و دو گوسفند را برمی‌خیزد. و او به خاطر شیر فراوان آنها کره خواهد خورد. همانا کسی که در زمین باقی بماند کره و عسل بخورد.’ / ‘و این برای تو نشانه ای خواهد بود ای حزقیا: امسال از آنچه از خود می روید بخوری و در سال دوم آنچه از خود می روید. و در سال سوم بکارید و درو کنید و تاکستان بکارید و از میوه آنها بخورید. و بازماندگان خاندان یهودا که باقی مانده اند، دوباره به پایین ریشه خواهند زد و به سمت بالا میوه خواهند داد. زیرا باقیمانده از اورشلیم بیرون خواهد رفت و بازمانده از کوه صهیون. غیرت یهوه صبایوت این را انجام خواهد داد.’

هر دو قسمت از فراوانی و رفاه در زمین صحبت می کنند که با سلطنت حزقیا مرتبط است و این تفسیر را تأیید می کند که پیشگویی در اشعیا به حزقیا اشاره دارد.

دوم پادشاهان 19:35-37: ‘و در آن شب واقع شد که فرشته خداوند بیرون آمد و صد و هشتاد و پنج هزار نفر را در اردوگاه آشوریان زد. و چون صبح برخاستند، اینک همه اجساد مرده بودند. سپس سناخریب پادشاه آشور رفت و به نینوا بازگشت و در آنجا اقامت گزید. و در حالی که در خانه خدای خود نیسروخ عبادت می‌کرد، پسرانش ادراملِک و شارعزر او را با شمشیر زدند و او به سرزمین آرارات گریخت. و پسرش اسرحدون به جای او سلطنت کرد.’

این شکست معجزه آسای آشوریان را که توسط اشعیا پیشگویی شده بود توصیف می کند و نشان دهنده مداخله و حمایت خدا از حزقیا است و بیشتر نشان می دهد که پیشگویی عمانوئیل به حزقیا اشاره دارد.

https://shewillfindme.wordpress.com/wp-content/uploads/2025/11/idi24-judgment-against-babylon-persian.pdf
«دینی که از آن دفاع می‌کنم عدالت نام دارد. █

وقتی که او (زن) مرا پیدا کند، من هم او را پیدا خواهم کرد و او (زن) به سخنان من ایمان خواهد آورد
امپراتوری روم با اختراع ادیان به بشریت خیانت کرده است تا آن را تحت سلطه خود درآورد. همه ادیان نهادینه شده باطل هستند. تمام کتب مقدس آن ادیان حاوی تقلب است. با این حال، پیام هایی وجود دارد که منطقی هستند. و موارد دیگری گم شده اند که می توان از پیام های مشروع عدالت استنباط کرد. دانیال 12: 1-13 – «»شاهزاده ای که برای عدالت مبارزه می کند، برای دریافت برکت خدا قیام خواهد کرد.»» امثال 18:22 — «»زن نعمتی است که خدا به مرد می دهد.»» لاویان 21:14 — «»او باید با باکره ای که ایمان خود را دارد، ازدواج کند، زیرا او از قوم خود است، که وقتی صالحان برخیزند آزاد خواهند شد.»»
📚 دین نهادینه شده چیست؟ دین نهادینه شده زمانی است که یک باور معنوی به یک ساختار قدرت رسمی تبدیل می شود که برای کنترل مردم طراحی شده است. این یک جستجوی فردی برای حقیقت یا عدالت نیست و به سیستمی تبدیل می شود که سلسله مراتب انسانی بر آن تسلط دارد و در خدمت قدرت سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی است. آنچه عادلانه، واقعی یا واقعی است دیگر اهمیتی ندارد. تنها چیزی که مهم است اطاعت است. یک دین نهادینه شده شامل: کلیساها، کنیسه ها، مساجد، معابد است. رهبران مذهبی قدرتمند (کشیشان، کشیشان، خاخام ها، امامان، پاپ ها و غیره). متون مقدس «رسمی» دستکاری و تقلبی. جزماتی که نمی توان آنها را زیر سوال برد. قوانینی که بر زندگی شخصی افراد تحمیل می شود. مناسک و مناسک اجباری به منظور «تعلق». این گونه بود که امپراتوری روم و بعدها امپراتوری های دیگر از ایمان برای تحت سلطه خود درآوردن مردم استفاده کردند. آنها مقدس را به تجارت تبدیل کردند. و حقیقت به بدعت. اگر هنوز بر این باورید که اطاعت از دین همان ایمان داشتن است، به شما دروغ گفته اند. اگر هنوز به کتاب های آنها اعتماد دارید، به همان افرادی که عدالت را به صلیب کشیدند اعتماد دارید. این نیست که خدا در معابدش صحبت می کند. رم است. و روم هرگز از سخن گفتن دست برنداشت. بیدار شو کسی که به دنبال عدالت است نیازی به اجازه ندارد. نه یک موسسه.

او مرا پیدا خواهد کرد، زن باکره به من ایمان خواهد آورد。
( https://ellameencontrara.comhttps://lavirgenmecreera.comhttps://shewillfind.me )
این همان گندمی است که در کتاب مقدس، علف‌های هرز رومی را نابود می‌کند:
مکاشفه ۱۹:۱۱
سپس دیدم که آسمان گشوده شد، و اینک اسبی سفید، و کسی که بر آن سوار بود «»امین و راستگو»» نام داشت و با عدالت داوری کرده و جنگ می‌کند.
مکاشفه ۱۹:۱۹
و دیدم که آن وحش و پادشاهان زمین و لشکرهایشان گرد هم آمده‌اند تا با کسی که بر اسب نشسته و لشکر او بجنگند.
مزمور ۲:۲-۴
«»پادشاهان زمین به پا خاستند، و فرمانروایان متحد شدند علیه خداوند و مسیح او،
که گفتند: «»بندهایشان را بگسلیم و طناب‌هایشان را از خود بیندازیم.»»
او که در آسمان‌ها نشسته است، خواهد خندید؛ خداوند آن‌ها را مسخره خواهد کرد.»»
حال، کمی منطق ساده: اگر سوارکار برای عدالت می‌جنگد، اما وحش و پادشاهان زمین علیه او می‌جنگند، پس وحش و پادشاهان زمین ضد عدالت هستند. بنابراین، آن‌ها نماد فریب دین‌های دروغینی هستند که با آن‌ها حکومت می‌کنند.
فاحشه بزرگ بابل، یعنی کلیسای دروغینی که توسط روم ساخته شده است، خود را «»همسر مسیح مسح‌شده خداوند»» نامیده است. اما پیامبران دروغین این سازمان که بت‌ها را می‌فروشند و کلمات چاپلوسانه پخش می‌کنند، اهداف مسیح خداوند و مقدسین واقعی را به اشتراک نمی‌گذارند، زیرا رهبران فاسد راه بت‌پرستی، تجرد یا قانونی‌سازی ازدواج‌های ناپاک در ازای پول را برگزیده‌اند. مقر مذهبی آن‌ها پر از بت‌ها است، از جمله کتاب‌های مقدس دروغین که در برابر آن‌ها تعظیم می‌کنند:
اشعیا ۲:۸-۱۱
۸ سرزمین آن‌ها پر از بت‌ها است، و آن‌ها در برابر کار دستان خود و آنچه انگشتانشان ساخته است، تعظیم می‌کنند.
۹ پس انسان تحقیر خواهد شد، و مردم پست خواهند شد؛ پس آن‌ها را عفو نکن!
۱۰ به صخره‌ها برو، خود را در خاک پنهان کن، از حضور باشکوه خداوند و از جلال عظمت او بترس.
۱۱ غرور چشمان انسان فرو خواهد نشست، و تکبر مردان سرکوب خواهد شد؛ و فقط خداوند در آن روز سرافراز خواهد شد.
امثال ۱۹:۱۴
خانه و ثروت از پدران به ارث می‌رسد، اما یک زن خردمند از جانب خداوند است.
لاویان ۲۱:۱۴
کاهن خداوند نباید با بیوه، زن طلاق‌گرفته، زن ناپاک، یا زنی بدکاره ازدواج کند؛ او باید یک باکره از قوم خود را به همسری بگیرد.
مکاشفه ۱:۶
و ما را پادشاهان و کاهنان برای خدای خود گردانید؛ جلال و قدرت تا ابد از آن او باد.
اول قرنتیان ۱۱:۷
زن، جلال مرد است.

در مکاشفه این که وحش و پادشاهان زمین با سوار اسب سفید و لشکر او جنگ می کنند به چه معناست؟

معنی روشن است، رهبران جهان دست در دست پیامبران دروغین هستند که به دلایل روشنی از جمله مسیحیت، اسلام و غیره، اشاعه دهندگان ادیان دروغین حاکم در میان پادشاهی های زمین هستند. همانطور که پیداست، فریب بخشی از کتب مقدس دروغینی است که این همدستان با برچسب «کتاب مجاز ادیان» از آن دفاع می‌کنند، اما تنها دینی که از آن دفاع می‌کنم عدالت است، از حق نیکان در فریب نیرنگ‌های دینی دفاع می‌کنم.

مکاشفه 19:19 آنگاه وحش و پادشاهان زمین و لشکرهایشان را دیدم که دور هم جمع شده بودند تا با سوار بر اسب و لشکر او جنگ کنند.

این داستان من است:

خوزه، جوانی که در تعالیم کاتولیک پرورش یافته بود، مجموعه‌ای از وقایع را تجربه کرد که با روابط پیچیده و دستکاری‌ها مشخص می‌شدند. در 19 سالگی با مونیکا، زنی مالک و حسود، رابطه برقرار کرد. اگرچه خوزه احساس می کرد که باید به این رابطه پایان دهد، اما تربیت مذهبی او باعث شد که سعی کند او را با عشق تغییر دهد. با این حال، حسادت مونیکا به ویژه نسبت به ساندرا، یکی از همکلاسی هایش که در حال پیشرفت بر روی خوزه بود، تشدید شد.

ساندرا در سال 1995 با تماس های تلفنی ناشناس شروع به آزار و اذیت او کرد که در آن او با صفحه کلید صدا می کرد و تلفن را قطع کرد.

در یکی از آن مواقع، پس از اینکه خوزه در آخرین تماس با عصبانیت پرسید: «»تو کی هستی؟»» او در یکی از آن موقعیت‌ها، فاش کرد که او همان کسی است که تماس می‌گیرد. در آن زمان، مونیکا که به ساندرا وسواس داشت، خوزه را تهدید کرد که به ساندرا آسیب می‌رساند و این باعث شد خوزه از ساندرا محافظت کند و رابطه‌اش با مونیکا را علی‌رغم میلش به پایان دادن، ادامه دهد.

سرانجام در سال 1996 خوزه از مونیکا جدا شد و تصمیم گرفت به ساندرا نزدیک شود که در ابتدا به او علاقه نشان داده بود. وقتی ژوزه سعی کرد در مورد احساساتش با او صحبت کند، ساندرا به او اجازه توضیح نداد، با کلمات توهین آمیز با او رفتار کرد و او دلیل را متوجه نشد. خوزه تصمیم گرفت از خود فاصله بگیرد، اما در سال 1997 او معتقد بود که فرصت دارد با ساندرا صحبت کند، به این امید که او تغییر نگرش خود را توضیح دهد و بتواند احساساتی را که ساندرا سکوت کرده بود به اشتراک بگذارد. در روز تولدش در ماه جولای، همان‌طور که یک سال پیش وقتی هنوز دوست بودند وعده داده بود، با او تماس گرفت—چیزی که در سال ۱۹۹۶ نمی‌توانست انجام دهد زیرا با مونیکا بود. در آن زمان، او معتقد بود که وعده‌ها هرگز نباید شکسته شوند (متی ۵:۳۴-۳۷)، اما اکنون درک می‌کند که برخی وعده‌ها و سوگندها را می‌توان بازنگری کرد اگر به اشتباه داده شده باشند یا اگر شخص دیگر شایستگی آن را نداشته باشد. هنگامی که تبریکش را تمام کرد و داشت تماس را قطع می‌کرد، ساندرا با ناامیدی التماس کرد: «صبر کن، صبر کن، می‌توانیم همدیگر را ببینیم؟» این باعث شد او فکر کند که شاید ساندرا نظرش را تغییر داده و بالاخره دلیل تغییر رفتارش را توضیح خواهد داد، و این فرصت را به او می‌دهد که احساساتی را که تا آن لحظه در دل نگه داشته بود، بیان کند. با این حال، ساندرا هرگز به او پاسخ‌های روشنی نداد و با نگرش‌های طفره‌آمیز و معکوس‌کننده، فتنه را حفظ کرد.

در مواجهه با این نگرش، خوزه تصمیم گرفت دیگر به دنبال او نباشد. از آن زمان بود که مزاحمت های تلفنی مداوم شروع شد. تماس ها از همان الگوی سال 1995 پیروی کردند و این بار به خانه مادربزرگ پدری او، جایی که خوزه زندگی می کرد، هدایت شد. او متقاعد شده بود که این ساندرا است، زیرا خوزه اخیرا شماره خود را به ساندرا داده بود. این تماس ها مستمر، صبح، بعدازظهر، شب و صبح زود بود و ماه ها ادامه داشت. وقتی یکی از اعضای خانواده پاسخ داد، تلفن را قطع نکردند، اما وقتی خوزه پاسخ داد، صدای کلیک کلیدها قبل از قطع کردن شنیده می‌شد.

خوزه از عمه خود، صاحب خط تلفن، خواست تا ثبت تماس های دریافتی از شرکت تلفن را درخواست کند. او قصد داشت از این اطلاعات به عنوان مدرکی برای تماس با خانواده ساندرا استفاده کند و نگرانی خود را در مورد آنچه که او با این رفتار تلاش می کرد به دست آورد، ابراز کند. با این حال، عمه او بحث او را کم اهمیت جلوه داد و از کمک خودداری کرد. عجیب این بود که هیچ کس در خانه، نه عمه و نه مادربزرگ پدری‌اش، از این واقعیت که این تماس‌ها نیز در صبح زود رخ داده بود، خشمگین نبودند و آنها به خود زحمت ندادند که چگونه جلوی آنها را بگیرند یا شخص مسئول را شناسایی کنند.

این ماجرا ظاهری عجیب داشت، گویی شکنجه‌ای سازمان‌یافته بود. حتی زمانی که خوسه از عمه‌اش خواست شب‌ها کابل تلفن را جدا کند تا بتواند بخوابد، او امتناع کرد و استدلال کرد که یکی از پسرانش که در ایتالیا زندگی می‌کند، ممکن است هر لحظه تماس بگیرد (با توجه به تفاوت زمانی شش ساعته بین دو کشور). چیزی که این وضعیت را حتی عجیب‌تر می‌کرد، وسواس مونیکا نسبت به ساندرا بود، در حالی که آنها حتی یکدیگر را نمی‌شناختند. مونیکا در موسسه‌ای که خوسه و ساندرا ثبت نام کرده بودند، تحصیل نمی‌کرد، اما از زمانی که پوشه‌ای حاوی یک پروژه گروهی از خوسه را برداشت، شروع به حسادت به ساندرا کرد. در آن پوشه نام دو زن، از جمله ساندرا، نوشته شده بود، اما به دلایلی نامعلوم، مونیکا فقط روی نام ساندرا تمرکز کرد.

اگرچه خوزه در ابتدا تماس های تلفنی ساندرا را نادیده می گرفت، اما به مرور زمان او را تسلیم کرد و دوباره با ساندرا تماس گرفت، تحت تأثیر آموزه های کتاب مقدس که توصیه می کرد برای کسانی که او را آزار می دادند دعا کند. با این حال، ساندرا او را از نظر عاطفی دستکاری کرد و به طور متناوب بین توهین و درخواست از او برای ادامه یافتن او استفاده کرد. پس از ماه ها از این چرخه، خوزه متوجه شد که همه اینها یک تله است. ساندرا به دروغ او را به آزار و اذیت جنسی متهم کرد و گویی این به اندازه کافی بد نبود، ساندرا چند تبهکار را فرستاد تا خوزه را کتک بزنند.

آن سه‌شنبه، ژوزه هیچ چیزی نمی‌دانست. اما در همان لحظه، ساندرا از قبل کمینی را که برایش ترتیب داده بود، آماده کرده بود.

چند روز قبل، ژوزه این وضعیت را برای دوستش یوهان تعریف کرده بود. یوهان نیز رفتارهای ساندرا را عجیب دانسته و حتی فکر کرده بود که شاید این رفتارها به دلیل طلسمی باشد که مونیکا انجام داده است.
آن شب، ژوزه به محله قدیمی‌اش که در سال ۱۹۹۵ در آن زندگی می‌کرد، رفت و در آنجا با یوهان ملاقات کرد. در میان گفت‌وگو، یوهان به ژوزه پیشنهاد داد که ساندرا را کاملاً فراموش کند و با هم به یک کلوب شبانه بروند و دختران جدیدی را بشناسند.
«»شاید دختری را پیدا کنی که باعث شود او را فراموش کنی.»»
ژوزه این ایده را پسندید و هر دو سوار اتوبوسی شدند که به مرکز لیما می‌رفت.
مسیر اتوبوس از مقابل مؤسسه IDAT می‌گذشت. ژوزه ناگهان چیزی را به یاد آورد.
«»آه، راست می‌گویی! من شنبه‌ها اینجا کلاس دارم و هنوز شهریه را پرداخت نکرده‌ام!»»
او این شهریه را از پولی که پس از فروش رایانه‌اش به دست آورده بود و همچنین از کار کوتاه‌مدتی که در یک انبار انجام داده بود، پرداخت می‌کرد. اما در آنجا، کارگران را روزی ۱۶ ساعت کار می‌کشیدند، درحالی‌که فقط ۱۲ ساعت را ثبت می‌کردند. بدتر از آن، اگر کسی قبل از یک هفته استعفا می‌داد، هیچ حقوقی به او پرداخت نمی‌شد. به همین دلیل ژوزه مجبور به ترک آن کار شد.
ژوزه به یوهان رو کرد و گفت:
«»من اینجا شنبه‌ها کلاس دارم. حالا که اینجاییم، بگذار شهریه را پرداخت کنم و بعد به کلوب شبانه برویم.»»
اما به محض این که ژوزه از اتوبوس پیاده شد، صحنه‌ای غیرمنتظره را دید. ساندرا در گوشه مؤسسه ایستاده بود!
با تعجب به یوهان گفت:
«»یوهان، نگاه کن! ساندرا آنجاست! باورم نمی‌شود! چه تصادفی! این همان دختری است که درباره‌اش به تو گفتم، همان کسی که رفتار عجیبی دارد. اینجا منتظر باش، می‌خواهم از او بپرسم که آیا نامه‌هایی را که برایش فرستاده‌ام، دریافت کرده یا نه. می‌خواهم بفهمم چرا این‌گونه رفتار می‌کند و علت تماس‌های مداومش را بداند.»»
یوهان منتظر ماند و ژوزه به سمت ساندرا رفت و از او پرسید:
«»ساندرا، نامه‌هایم را خواندی؟ حالا می‌توانی به من بگویی که چه اتفاقی افتاده است؟»»
اما ژوزه هنوز صحبتش را تمام نکرده بود که ساندرا دستش را بلند کرد و با اشاره‌ای نامحسوس علامتی داد.
و درست مثل اینکه همه‌چیز از قبل برنامه‌ریزی شده بود، سه مرد از نقاط مختلف ظاهر شدند. یکی در وسط خیابان، یکی پشت سر ساندرا و دیگری پشت سر ژوزه!
مردی که پشت ساندرا بود، با لحنی خشن جلو آمد و گفت:
«»پس تو همان کسی هستی که دخترعمه‌ام را اذیت می‌کنی؟»»
ژوزه با حیرت پاسخ داد:
«»چی؟ من او را اذیت می‌کنم؟ برعکس، این اوست که مدام مرا تماس می‌گیرد! اگر نامه‌ام را بخوانی، می‌بینی که فقط می‌خواستم پاسخی برای تماس‌های عجیبش پیدا کنم!»»
اما قبل از این که بتواند بیشتر توضیح دهد، مردی که پشت سرش بود، گردنش را گرفت و او را به زمین انداخت. سپس آن مرد و مردی که ادعا می‌کرد پسرعموی ساندرا است، شروع به لگد زدن به او کردند. مرد سوم نیز جیب‌های ژوزه را گشت.
سه نفر علیه یک نفر که روی زمین افتاده بود!
خوشبختانه، یوهان وارد درگیری شد و به ژوزه فرصت داد تا از زمین بلند شود. اما مرد سوم شروع به برداشتن سنگ کرد و آن‌ها را به سمت ژوزه و یوهان پرتاب کرد!
در همان لحظه، یک پلیس راهنمایی و رانندگی وارد شد و درگیری را متوقف کرد. او به ساندرا گفت:
«»اگر او تو را اذیت می‌کند، پس به طور رسمی شکایت کن.»»
ساندرا با اضطراب از آنجا فرار کرد، چون می‌دانست که دروغش آشکار خواهد شد.
ژوزه، که از این خیانت شوکه شده بود، می‌خواست ساندرا را به خاطر آزارهایش گزارش دهد، اما چون هیچ مدرکی نداشت، این کار را نکرد. اما چیزی که او را بیش از همه حیرت‌زده کرد، حمله نبود، بلکه سؤالی بود که در ذهنش تکرار می‌شد:
«»ساندرا چطور می‌دانست که من اینجا خواهم بود؟»»
چون او فقط شنبه‌ها صبح به آن مؤسسه می‌رفت و حضور او در آن شب کاملاً تصادفی بود!
هرچه بیشتر به این راز فکر می‌کرد، احساس ترس بیشتری می‌کرد.
«»ساندرا یک دختر عادی نیست… شاید او یک جادوگر است و قدرت‌هایی فراطبیعی دارد!»»

این وقایع اثر عمیقی بر خوزه گذاشت که به دنبال عدالت و افشای کسانی است که او را دستکاری کردند. علاوه بر این، او به دنبال از بین بردن توصیه های موجود در کتاب مقدس است، مانند: برای کسانی که به شما توهین می کنند دعا کنید، زیرا با پیروی از آن توصیه، در دام ساندرا افتاد.

شهادت خوزه █

من، خوسه کارلوس گالیندو هینوستروزا، نویسندهٔ وبلاگ‌های زیر هستم:
https://lavirgenmecreera.com
https://ovni03.blogspot.com و وبلاگ‌های دیگر.

من در پرو متولد شدم. این عکس متعلق به من است و در سال ۱۹۹۷ گرفته شده است. در آن زمان ۲۲ ساله بودم و درگیر توطئه‌های ساندرا الیزابت، هم‌کلاسی سابقم در مؤسسه IDAT، بودم. در آن دوران، از رفتارهایش سردرگم بودم (او به روشی بسیار پیچیده و طولانی مرا آزار داد که توضیح آن در این تصویر ممکن نیست، اما در بخش پایینی این وبلاگ: ovni03.blogspot.com و در این ویدیو:

آن را روایت کرده‌ام). احتمال اینکه مونیکا نیوس، نامزد سابقم، به او جادو کرده باشد را رد نکردم.

هنگامی که به دنبال پاسخ در کتاب مقدس بودم، در متی ۵ خواندم:
«»برای کسانی که به شما توهین می‌کنند دعا کنید.»»
در آن روزها، ساندرا به من توهین می‌کرد و همزمان می‌گفت که نمی‌داند چه اتفاقی برایش افتاده است، اینکه می‌خواهد همچنان دوست من باشد و باید مدام به او زنگ بزنم و دنبالش بروم. این روند پنج ماه طول کشید. به طور خلاصه، ساندرا وانمود می‌کرد که چیزی او را تسخیر کرده تا مرا در سردرگمی نگه دارد.
دروغ‌های کتاب مقدس باعث شد فکر کنم که افراد خوب ممکن است به دلیل یک روح شیطانی رفتار بدی داشته باشند. به همین دلیل، توصیه به دعا کردن برای او چندان غیرمنطقی به نظر نمی‌رسید، زیرا ساندرا ابتدا وانمود می‌کرد که دوست است، و من فریبش را خوردم.

دزدان اغلب از استراتژی تظاهر به نیت خوب استفاده می‌کنند:

برای دزدی از مغازه‌ها، وانمود می‌کنند که مشتری هستند.
برای گرفتن عشر، تظاهر می‌کنند که کلام خدا را موعظه می‌کنند، اما در واقع، آموزه‌های روم را تبلیغ می‌کنند.
ساندرا الیزابت تظاهر کرد که دوست است، سپس تظاهر کرد که دوستی گرفتار مشکلات است و به کمک من نیاز دارد، اما همه اینها فقط برای بدنام کردن من و کمین گذاشتن با سه مجرم بود. احتمالاً این کار را از سر کینه انجام داد، زیرا یک سال قبل پیشنهادهایش را رد کرده بودم، چون عاشق مونیکا نیوس بودم و به او وفادار ماندم. اما مونیکا به وفاداری من اعتماد نداشت و تهدید کرد که ساندرا الیزابت را خواهد کشت. به همین دلیل، رابطه‌ام را با مونیکا به آرامی و در طی هشت ماه به پایان رساندم تا او فکر نکند که دلیلش ساندرا بوده است.
اما ساندرا الیزابت چگونه جواب داد؟ با دروغ. او به دروغ مرا متهم به آزار جنسی کرد و با همین بهانه، سه مجرم را دستور داد که مرا بزنند، آن هم در برابر چشمان خودش.
تمام این ماجرا را در وبلاگم و در ویدیوهایم در یوتیوب شرح داده‌ام:

نمی‌خواهم دیگر انسان‌های درستکار مثل من چنین تجربیات تلخی داشته باشند. به همین دلیل، این را نوشتم.
می‌دانم که این حقیقت ناعادلانی مانند ساندرا را ناراحت خواهد کرد، اما حقیقت مانند انجیل واقعی است و تنها به نفع افراد درستکار است.

شر خانواده خوزه بیشتر از ساندرا است:
شرارت خانواده خوزه از شرارت ساندرا نیز فراتر می‌رود
خوزه با خیانتی ویرانگر از سوی خانواده خود مواجه شد. آن‌ها نه تنها از کمک به او برای متوقف کردن آزار و اذیت‌های ساندرا خودداری کردند، بلکه او را به دروغ به بیماری روانی متهم کردند. اعضای خانواده‌اش از این اتهامات به عنوان بهانه‌ای برای ربودن و شکنجه‌ی او استفاده کردند و دو بار او را به مراکز بیماران روانی و بار سوم به یک بیمارستان فرستادند.
همه چیز از زمانی شروع شد که خوزه خروج ۲۰:۵ را خواند و تصمیم گرفت کاتولیک نباشد. از آن لحظه به بعد، او از آموزه‌های کلیسا خشمگین شد و به تنهایی علیه دکترین‌های آن اعتراض کرد. همچنین به خانواده‌اش توصیه کرد که دعا کردن به تصاویر را متوقف کنند. او به آن‌ها گفت که برای یک دوستش (ساندرا) دعا می‌کند که به نظر می‌رسید جادو شده یا تسخیر شده باشد. خوزه به دلیل آزار و اذیت‌های ساندرا تحت استرس شدیدی بود، اما خانواده‌اش تحمل نکردند که او از آزادی دینی خود استفاده کند. در نتیجه، آن‌ها زندگی حرفه‌ای، سلامت و اعتبار او را نابود کردند و او را در مراکز بیماران روانی بستری کردند، جایی که به او داروهای آرام‌بخش تزریق شد.
آن‌ها نه تنها او را برخلاف میلش بستری کردند، بلکه پس از آزادی، او را مجبور کردند که با تهدید به بستری شدن مجدد، همچنان داروهای روانپزشکی مصرف کند. خوزه برای رهایی از این وضعیت تلاش کرد و در دو سال آخر این بی‌عدالتی، پس از نابودی حرفه‌ی برنامه‌نویسی‌اش، مجبور شد بدون دریافت حقوق در رستوران عمویی که به او خیانت کرده بود کار کند. در ۲۰۰۷، خوزه کشف کرد که این عمو بدون اطلاع او داروهای روانپزشکی را در غذای ناهارش می‌ریزد. او به لطف یکی از کارکنان آشپزخانه به نام لیدیا توانست حقیقت را کشف کند.
بین ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۷، خوزه تقریباً ده سال از جوانی خود را به دلیل خیانت خانواده‌اش از دست داد. با نگاهی به گذشته، او متوجه شد که اشتباه او این بود که برای رد کاتولیک بودن، از کتاب مقدس دفاع کرد، زیرا خانواده‌اش هرگز به او اجازه ندادند که آن را بخواند. آن‌ها این بی‌عدالتی را در حق او انجام دادند، زیرا می‌دانستند که او منابع مالی برای دفاع از خود ندارد.
وقتی او سرانجام از مصرف اجباری داروها آزاد شد، فکر کرد که اعضای خانواده‌اش شروع به احترام گذاشتن به او کرده‌اند. حتی دایی‌ها و پسرعموهای مادری‌اش به او پیشنهاد کار دادند، اما سال‌ها بعد، دوباره به او خیانت کردند و او را مجبور به استعفا کردند. این موضوع باعث شد که خوزه بفهمد که نباید هرگز آن‌ها را می‌بخشید، زیرا نیت‌های بدشان آشکار شد.
از آن لحظه، او تصمیم گرفت که دوباره کتاب مقدس را مطالعه کند و در ۲۰۰۷ شروع به کشف تناقضات آن کرد. کم‌کم متوجه شد که چرا خدا اجازه داده بود که خانواده‌اش در جوانی او را از دفاع از کتاب مقدس منع کنند. او تناقضات کتاب مقدس را کشف کرد و شروع به افشای آن‌ها در وبلاگ‌هایش کرد، جایی که همچنین داستان ایمان و رنج‌هایی که از سوی ساندرا و به ویژه خانواده خودش متحمل شده بود را بازگو کرد.
به همین دلیل، در دسامبر ۲۰۱۸، مادرش با کمک پلیس‌های فاسد و یک روانپزشک که یک گواهی جعلی صادر کرد، دوباره تلاش کرد او را برباید. آن‌ها او را «»یک اسکیزوفرنیک خطرناک»» توصیف کردند تا دوباره او را زندانی کنند، اما این نقشه شکست خورد زیرا او در خانه نبود. شاهدانی برای این حادثه وجود داشتند و خوزه، صداهایی را به عنوان مدرک در شکایت خود به مقامات پرو ارائه داد، اما شکایت او رد شد.
خانواده‌اش کاملاً می‌دانستند که او دیوانه نیست: او یک شغل ثابت، یک فرزند و مادر فرزندش را برای مراقبت کردن داشت. با این حال، با وجود دانستن حقیقت، آن‌ها تلاش کردند که او را با همان اتهامات قدیمی بربایند. مادرش و سایر بستگان متعصب کاتولیک او این اقدام را رهبری کردند. هرچند که وزارتخانه شکایت او را نادیده گرفت، خوزه در وبلاگ‌هایش تمام این مدارک را منتشر کرد و نشان داد که شرارت خانواده‌اش از شرارت ساندرا نیز فراتر می‌رود.

در اینجا شواهدی از آدم‌ربایی‌ها با استفاده از تهمت خیانتکاران آورده شده است:
«»این مرد یک اسکیزوفرنیک است که به شدت نیاز به درمان روانپزشکی و مصرف دارو برای تمام عمر دارد.»»

تعداد روزهای تصفیه: روز # 363 https://144k.xyz/2024/12/16/this-is-the-10th-day-pork-ingredient-of-wonton-filling-goodbye-chifa-no-more-pork-broth-in-mid-2017-after-researching-i-decided-not-to-eat-pork-anymore-but-just-the/

اینجا ثابت می‌کنم که توانایی منطقی بالایی دارم، نتایج من را جدی بگیرید. https://ntiend.me/wp-content/uploads/2024/12/math21-progam-code-in-turbo-pascal-bestiadn-dot-com.pdf

If G+88=13 then G=-75

«کوپید همراه با دیگر خدایان بت پرست (فرشتگان سقوط کرده، به عذاب ابدی برای شورش خود علیه عدالت فرستاده شده اند) به جهنم محکوم می شود.

استناد به این عبارات به معنای دفاع از کل کتاب مقدس نیست. اگر اول یوحنا 5:19 می گوید که «»تمام جهان در قدرت شریر است»»، اما حاکمان به کتاب مقدس سوگند یاد می کنند، شیطان با آنها حکومت می کند. اگر شیطان با آنها حکومت می کند، تقلب نیز با آنها حکم می کند. بنابراین، کتاب مقدس حاوی برخی از آن تقلب است که در میان حقایق استتار شده است. با پیوند این حقایق می توان فریبکاری های آن را افشا کرد. افراد صالح باید این حقایق را بدانند تا اگر فریب دروغ های اضافه شده به کتاب مقدس یا سایر کتب مشابه را خوردند، بتوانند خود را از شر آنها رها کنند.

دانیال 12:7 و شنیدم که مردی که کتانی پوشیده بود، که بر آبهای رودخانه بود، دست راست و دست چپ خود را به سوی آسمان بلند کرد و به او که تا ابد زنده است سوگند یاد کرد که برای مدتی، زمانها و نیمی از زمان خواهد بود. و هنگامی که پراکندگی قدرت قوم مقدس انجام شود، همه این چیزها تحقق خواهد یافت.
با توجه به اینکه «شیطان» به معنای «تهمت زن» است، طبیعی است که انتظار داشته باشیم که شکنجه گران رومی، که دشمن مقدسین هستند، بعداً در مورد مقدسین و پیام های آنها شهادت دروغ داده باشند. بنابراین، آنها خودشان شیطان هستند، و نه موجودی نامحسوس که وارد و خارج می شود، همانطور که دقیقاً با آیاتی مانند لوقا 22: 3 («سپس شیطان به یهودا وارد شد…»)، مرقس 5: 12-13 (شیاطین وارد خوک ها می شوند) و یوحنا 13:27 («بعد از او، شیطان وارد شد» به این باور رسیدیم.

هدف من این است: کمک به افراد صالح که قدرت خود را با باور به دروغ های فریبکارانی که پیام اصلی را جعل کرده اند، هدر ندهند، پیامی که هرگز از کسی نمی خواست در برابر چیزی زانو بزند یا برای چیزی که همیشه قابل مشاهده بود دعا کند.

تصادفی نیست که در این تصویر که توسط کلیسای روم تبلیغ می شود، کوپید در کنار دیگر خدایان بت پرست ظاهر می شود. آنها نام مقدسین واقعی را به این خدایان دروغین داده اند، اما ببینید این مردان چگونه لباس می پوشند و موهای خود را چگونه بلند می کنند. همه اینها در تضاد با وفاداری به قوانین خدا است، زیرا این نشانه طغیان است، نشانه فرشتگان یاغی (تثنیه 22:5).

مار، شیطان یا شیطان (تهمت زن) در جهنم (اشعیا 66:24، مرقس 9:44). متی 25:41: «»سپس به کسانی که در سمت چپ هستند خواهند گفت: «»از من دور شوید، ای نفرین شده، به آتش ابدی که برای شیطان و فرشتگان او آماده شده است.»» جهنم: آتش ابدی که برای مار و فرشتگان او آماده شده است (مکاشفه 12: 7-12)، به دلیل اینکه حقایق را با قرآن و بدعت ها برای داشتن کتاب مقدس خلق کرده اند، برای داشتن کتاب مقدس، بدعت ها و بدعت ها را ایجاد کرده اند. انجیل هایی که آنها را آخرالزمان می نامیدند، تا به دروغ های موجود در کتب مقدس دروغین اعتبار بخشند، همه در طغیان علیه عدالت.

کتاب خنوخ 95:6: «»وای بر شما ای شاهدان دروغین، و بر آنانی که بهای بی عدالتی را متحمل می شوند، زیرا شما ناگهان هلاک خواهید شد.»» کتاب خنوخ 95:7: «وای بر شما ای ستمکاران که عادلان را آزار می‌دهید، زیرا خود شما به‌سبب آن بی‌عدالتی تسلیم و جفا خواهید شد، و سنگینی بار شما بر دوش شما خواهد افتاد.» امثال 11: 8: «»عادل از مصیبت رهایی می یابد و عادل به جای او وارد می شود.»» امثال 16: 4: «»خداوند همه چیز را برای خود آفریده است، حتی شریران را برای روز بد.»»

کتاب خنوخ 94:10: «ای ستمکاران، به شما می‌گویم که آن‌که شما را آفرید، شما را برانداز خواهد کرد. خداوند به هلاکت شما رحم نخواهد کرد، اما خداوند از هلاکت شما خوشحال خواهد شد.» شیطان و فرشتگانش در جهنم: مرگ دوم. آنها سزاوار این هستند که علیه مسیح و شاگردان وفادارش دروغ بگویند و آنها را متهم کنند که نویسندگان کفرگویی های روم در کتاب مقدس هستند، مانند عشق آنها به شیطان (دشمن).

اشعیا 66:24: «آنها بیرون خواهند رفت و لاشه مردانی را که بر من تجاوز کرده اند، خواهند دید. زیرا کرم آنها نخواهد مرد و آتش آنها خاموش نخواهد شد. و برای همه مردم مکروه خواهند بود.» مرقس 9:44: «»جایی که کرم آنها نمی میرد و آتش خاموش نمی شود.»» مکاشفه 20:14: «و مرگ و هادس به دریاچه آتش افکنده شد. این دومین مرگ است، دریاچه آتش.»

کلام شیطان: ‘میں تمہیں سچ بتاتا ہوں، میرے کلیسیا کے انکویزٹرز نے جس سے لوٹا ہے وہ سو گنا زیادہ… جھوٹ نہیں پائے گا، جبکہ وہ اب غنائم سے لطف اندوز ہو رہے ہیں۔’

کلام شیطان: ‘میں نیک چرواہا ہوں… جو بھیڑوں کو بھیڑیا کے بھوج کے طور پر دے دیتا ہوں، انہیں کہتا ہوں کہ بدکار کے خلاف مزاحمت نہ کریں اور دوسرا رخ پیش کریں۔’

کلام شیطان: ‘اور جو لوگ ایمان لائے تھے ان کی جماعت ایک دل اور ایک جان کی مانند تھی؛ اور کسی نے کچھ بھی اپنا نہیں کہا… کیونکہ سب کچھ میرے حواریوں کے قدموں پر دیا گیا، جو اچھی طرح جانتے تھے کہ لوٹ کو آپس میں کیسے تقسیم کرنا ہے۔’

پیامبر دروغین: ‘البته مجسمه مقدس است—فکر می‌کنی چیزی ارزان به تو بفروشم؟’

پیامبر دروغین: ‘به مجسمه سخت‌تر دعا کن! نه برای معجزه‌ات… بلکه برای حساب بانکی من.’

مار می‌خزد و می‌خواهد که بشریت نیز خزیده در برابر بت‌هایش سجده کند.

کلام شیطان: «قانون چشم در برابر چشم را فراموش کن… زیرا ترجیح می‌دهم چشم نزدیک‌بین بر همه نابینایان حکومت کند.»

کلام شیطان: «دستی را که تو را شلاق می‌زند ببوس… تا هرگز از شلاق زدن دست نکشد.»

کشیشی که در حال ارتکاب جرم دستگیر شود، کشیشی سقوط‌کرده نیست، بلکه گرگی افشا شده است.

رهبری نظام دینی-بت‌پرستانه از fanatic‌ها نمی‌ترسد؛ از انسان‌های منسجم می‌ترسد. به همین دلیل می‌کوشد منطق را بیمار جلوه دهد و矛盾 را مقدس کند.
اگر از این نقل‌قول‌ها خوشتان می‌آید، می‌توانید به وب‌سایت من سر بزنید: https://mutilitarios.blogspot.com/p/ideas.html
برای دیدن فهرستی از ویدئوها و پست‌های مرتبط‌تر من به بیش از ۲۴ زبان، با فیلتر کردن فهرست بر اساس زبان، به این صفحه مراجعه کنید: https://mutilitarios.blogspot.com/p/explorador-de-publicaciones-en-blogs-de.html

Por esta verdade defendo a pena de morte https://shewillfind.me/2025/05/09/por-esta-verdade-defendo-a-pena-de-morte/
Dedo arriba los que aún creen que Jesús resucitó a Lázaro luego de leer esto dónde se muestra que la resurrección de Lázaro no cuadra con otros mensajes en la Biblia.´ https://videos-serie-lr.blogspot.com/2024/12/la-resurreccion-de-lazaro-no-cuadra-con.html
مردمی که پرسش نمی‌کنند، در نهایت جلادان خود را می‌پرستند. آیا تا به حال به این فکر کرده ای؟ ‘گناه نابخشودنی’ ابزار استبداد دینی است. از قدرتی که صالحان را آزار داد پدید آمد و توسط شوراهای روم کدگذاری شد. هدف آن هرگز دفاع از عدالت نبود، بلکه نهادی بود که آن را پدید آورد. محکوم کردن شک و بخشیدن فظایع، نشانه بی‌چون و چرای یک امپراتوری جنایتکار است.»

Y los libros fueron abiertos... El libro del juicio contra los hijos de Maldicíón
Español
Español
Inglés
Italiano
Francés
Portugués
Alemán
Polaco
Ucraniano
Ruso
Holandés
Chino
Japonés
NTIEND.ME - 144K.XYZ - SHEWILLFIND.ME - ELLAMEENCONTRARA.COM - BESTIADN.COM - ANTIBESTIA.COM - GABRIELS.WORK - NEVERAGING.ONE
Go to DOCX
The UFO scroll
Ideas & Phrases in 24 languages
Gemini y mi historia y metas
Las Cartas Paulinas y las otras Mentiras de Roma en la Biblia
Árabe
Coreano
Turco
Persa
Indonesio
Bengalí
Urdu
Filipino
Vietnamita
Hindi
Suajili
Rumano
FAQ - Preguntas frecuentes
Lista de entradas
Download Excel file. Descarfa archivo .xlsl
Y los libros fueron abiertos... libros del juicio
Gemini and my history and life
The Pauline Epistles and the Other Lies of Rome in the Bible
Zona de Descargas │ Download Zone │ Area Download │ Zone de Téléchargement │ Área de Transferência │ Download-Bereich │ Strefa Pobierania │ Зона Завантаження │ Зона Загрузки │ Downloadzone │ 下载专区 │ ダウンロードゾーン │ 다운로드 영역 │ منطقة التنزيل │ İndirme Alanı │ منطقه دانلود │ Zona Unduhan │ ডাউনলোড অঞ্চল │ ڈاؤن لوڈ زون │ Lugar ng Pag-download │ Khu vực Tải xuống │ डाउनलोड क्षेत्र │ Eneo la Upakuaji │ Zona de Descărcare

Archivos PDF Files