خطای انبوه مردم و مقدسینی که با آن اشتباه کشیده شدند… تا زمانی که حقیقت را بیابند

خطای انبوه مردم و مقدسینی که با آن اشتباه کشیده شدند… تا زمانی که حقیقت را بیابند █

زمانی که به بی‌عدالتی می‌گویند «عدالت» و به بت‌پرستی می‌گویند «وفاداری به خدا»، در آن هنگام شیطان را «مقدس» می‌نامند و مقدس حقیقی را «شیطان»؛ اما در نهایت خدا با مقدس واقعی است و بر ضد شیطان واقعی. پس پایان از پیش نوشته شده است، هرچند مقدسین به طور موقت با کشیده شدن به خطای جمعیت مغلوب شوند، خدا پیروزی نهایی را به مقدسین خود می‌بخشد:
دانیال ۷:۲۱ «دیدم آن شاخ با مقدسین جنگ می‌کرد و بر ایشان غلبه می‌یافت، ۲۲ تا اینکه کهنسالِ ایّام آمد و داوری برای مقدسین خدای متعال برقرار شد؛ و زمان رسید و مقدسین پادشاهی را به دست گرفتند.»

وقتی کوران و بینایان هر دو در تاریکی‌اند، هیچ تفاوتی نیست؛ هیچ‌کس نمی‌بیند. اما هنگامی که نور می‌رسد، آنان که توان دیدن دارند می‌بینند و همه چیز برایشان تغییر می‌کند، اما برای کوران همه چیز همان‌گونه باقی می‌ماند. بنابراین، حتی اگر پیام درست در برابر چشمانشان باشد، آنان همچنان مستقیم به دهان اژدهایی می‌روند که ایشان را فریب می‌دهد، زیرا نمی‌بینند.

اشعیا ۶:۹ و گفت: «برو و به این قوم بگو: بشنوید، اما نفهمید؛ ببینید، اما درک نکنید. ۱۰ دل این قوم را سنگین کن، گوش‌هایشان را سنگین ساز، چشمانشان را ببند؛ مبادا با چشمان خود ببینند، با گوش‌های خود بشنوند، با دل خود بفهمند، بازگشت کنند و برای ایشان شفا باشد.»

اما برای مقدسینی که گناه کرده‌اند، آنان شفا می‌یابند، زیرا حقیقت را می‌پذیرند که آنان را به دیدن خطای خود واداشته و از آن دور می‌کند؛ از دهان اژدها بیرون می‌آورد:

مزمور ۴۱:۴ من گفتم: «ای یهوه، بر من رحم کن؛ جان مرا شفا ده، زیرا به تو گناه ورزیده‌ام.» ۵ دشمنانم در مورد من بد می‌گویند و می‌پرسند: «کی خواهد مرد و نامش نابود خواهد شد؟» ۶ اگر به دیدنم بیایند، دروغ می‌گویند؛ دل ایشان شرارت را در خود جمع می‌کند و چون بیرون روند، آن را شایع می‌سازند. ۷ همهٔ آنانی که از من نفرت دارند، با هم نجوا می‌کنند؛ بر من بد می‌اندیشند و می‌گویند: ۸ «امر هلاکت‌باری بر او چیره شده است؛ او که افتاده، دیگر بر نخواهد خاست.» ۹ حتی مرد صلح من، کسی که بر او اعتماد داشتم و نان مرا می‌خورد، پاشنهٔ خود را بر من بلند کرده است. ۱۰ اما تو، ای یهوه، بر من رحم کن و مرا برخیزان، تا به ایشان جزا دهم. ۱۱ از این خواهم دانست که از من خشنود بوده‌ای، که دشمن من بر من شادی نکند. ۱۲ اما مرا در راستی‌ام نگاه داشته‌ای و مرا تا ابد در حضور خود استوار ساخته‌ای. ۱۳ متبارک باد یهوه خدای اسرائیل، از ازل تا ابدالآباد. آمین و آمین.

کسی که چشمانی برای دیدن دارد، خواهد دید که روم خیانت یهودا را جعل کرد؛ زیرا به ما گفتند این نبوت هنگامی که او خیانت کرد، به انجام رسید:
یوحنا ۱۳:۱۸ «در بارهٔ همهٔ شما سخن نمی‌گویم؛ آنانی را که برگزیده‌ام می‌شناسم. اما تا کتاب تحقق یابد: کسی که نان مرا می‌خورد، پاشنهٔ خود را بر من بلند کرده است.»

این نمی‌تواند حقیقت باشد، زیرا عیسی هرگز گناه نکرد. این نشانه‌ای است که همان رومِ بت‌پرست در میان کتاب مقدس دروغ وارد کرد و آنها را به نام کلمات مقدسین عرضه نمود. بقایای او امروز نیز مردم را به همان بت‌پرستی، همان تندیس‌ها، همان خدایان موسوم به «مقدسان» هدایت می‌کنند، فقط نام‌ها تغییر کرده است.

ماری پوست عوض می‌کند، اما از مار بودن دست نمی‌کشد و همچنان مانند مار رفتار می‌کند. مار قدیم، شیطان، توسط میلیون‌ها نفر پرستش می‌شود؛ او خود را پنهان می‌کند، استتار می‌کند، اما همان‌جا حضور دارد — و آنان که می‌توانند ببینند او را خواهند شناخت.

Zona de Descargas │ Download Zone │ Area Download │ Zone de Téléchargement │ Área de Transferência │ Download-Bereich │ Strefa Pobierania │ Зона Завантаження │ Зона Загрузки │ Downloadzone │ 下载专区 │ ダウンロードゾーン │ 다운로드 영역 │ منطقة التنزيل │ İndirme Alanı │ منطقه دانلود │ Zona Unduhan │ ডাউনলোড অঞ্চল │ ڈاؤن لوڈ زون │ Lugar ng Pag-download │ Khu vực Tải xuống │ डाउनलोड क्षेत्र │ Eneo la Upakuaji │ Zona de Descărcare

Archivos .DOCX, .XLXS & .PDF Files

Español
Español
Inglés
Italiano
Francés
Portugués
Alemán
Polaco
Ucraniano
Ruso
Holandés
Chino
Japonés
NTIEND.ME - 144K.XYZ - SHEWILLFIND.ME - ELLAMEENCONTRARA.COM - BESTIADN.COM - ANTIBESTIA.COM - GABRIELS.WORK - NEVERAGING.ONE
Go to PDF
El Rollo del OVNI
Ideas & Phrases in 24 languages
Bengalí
Coreano
Árabe
Turco
Persa
Indonesio
Urdu
Filipino
Vietnamita
Hindi
Suajili
Rumano
FAQ - Preguntas frecuentes
Lista de entradas
Download Excel file. Descarfa archivo .xlsl
Y los libros fueron abiertos... libros del juicio
Español
Español
Inglés
Italiano
Francés
Portugués
Alemán
Polaco
Ucraniano
Ruso
Holandés
Chino
Japonés
NTIEND.ME - 144K.XYZ - SHEWILLFIND.ME - ELLAMEENCONTRARA.COM - BESTIADN.COM - ANTIBESTIA.COM - GABRIELS.WORK - NEVERAGING.ONE
Go to DOCX
The UFO scroll
Ideas & Phrases in 24 languages
Coreano
Árabe
Turco
Persa
Indonesio
Bengalí
Urdu
Filipino
Vietnamita
Hindi
Suajili
Rumano
FAQ - Preguntas frecuentes
Lista de entradas
Download Excel file. Descarfa archivo .xlsl
Y los libros fueron abiertos... libros del juicio
کلام زئوس (شیطان): «کسی که همسر پیدا می‌کند، خیر را پیدا نمی‌کند، بلکه هلاکت را. من کشیش‌هایم را از این نجات می‌دهم.» خیلی تصادف‌ها زیاد است. جادوگر: ‘با این آیین و این طلسم از شر محافظت خواهید شد، با این آب برای شما حمام شکوفه درست می کنم، جمجمه اینجا.’ کسی که از شما می خواهد در مقابل مجسمه سجده کنید و بگویید که بسیاری از دروغ ها درست است: «با این دعا و حمل این با خود از شر در امان خواهید بود، با این آب مقدس به تو برکت می دهم، در زیرزمین جمجمه ها (دخمه ها) هستند». CAB 32[307] 47 74 , 0035 │ Persian │ #OLSGI

 کتاب مارکوس و تهاجم عنکبوت های بیگانه. داستان ساخته شده با IA (زبان ویدیویی: انگلیسی) https://youtu.be/juQfpjqleMA


, Day 319

 مرگ او بیهوده نبود – چرا عیسی بر روی صلیب مرد؟ – دلایل انکار شده در مورد مرگ مسیح (زبان ویدیویی: انگلیسی) https://youtu.be/PraM2PoR9o4


«مسیح دروغین: اگر زانو بزنید و مرا پرستش کنید، همه اینها را به شما خواهم داد – آیا عیسی با شیطان رقابت می‌کرد و به دنبال پرستش برای خودش بود؟ آیا می‌توانید عیسی و شیطان را به عنوان دو خدای یونانی تصور کنید که برای رهبری رقابت می‌کنند؟ چگونه ممکن است که ما به جای مسیح با شیطان آشنا شدیم و هیچ کس متوجه نشد؟ باید افراد بیشتری غیر از من متوجه شده باشند. این را بخوانید: من قبلاً نشان داده‌ام که انجیل پر از تناقض است. به عنوان مثال: کتاب مقدس ادعا می‌کند که عیسی هرگز گناه نکرد (عبرانیان ۴:۱۵، دوم قرنتیان ۵:۲۱، اول پطرس ۲:۲۲). اما همچنین می‌گوید که به او خیانت شد تا یک پیشگویی محقق شود… و کدام پیشگویی؟ آن پیشگویی در مزمور ۴۱:۴-۱۰، که به وضوح خیانت‌دیده را گناهکار معرفی می‌کند. پس چگونه می‌توان آن را به کسی که گناهی نکرده است، نسبت داد؟ چرا باید این ارتباط را از یوحنا ۱۳:۱۸ به زور به او نسبت داد؟ و این همه ماجرا نیست: همان متن، مردی رنجیده و تلخ را نشان می‌دهد که آرزوی انتقام دارد… نه کسی که ظاهراً به ما یاد داده است که گونه دیگر را به سمت او برگردانیم. اینها تفاوت‌های کوچکی نیستند. آنها نشانه‌های روشنی از دستکاری رومی‌ها هستند. و اگر آنها آن را دستکاری کرده‌اند… چرا سایر کتاب‌های مقدس را که امروزه مقدس شمرده می‌شوند، دستکاری نکرده‌اند؟ چرا باید به کشیشان و کاهنانی که بارها و بارها قسم می‌خورند که کتاب مقدس کلام معصوم خداست، ایمان بیاوریم؟ چرا باید قرن‌ها سنت را دنبال کنیم… اگر آنچه می‌بینیم قرن‌ها فریب است؟ در ادامه، یکی دیگر از تناقضات درون کتاب مقدس را خواهید دید. هوشع ۱۳:۴ به وضوح بیان می‌کند: «»شما خدایان دیگری غیر از من نخواهید داشت، هیچ نجات‌دهنده‌ای جز خداوند.»» یعنی: شما کسی را جز خداوند نخواهید پرستید. اما سپس می‌خوانیم: عبرانیان ۱:۶: «»همه فرشتگان خدا او را بپرستند»» (اشاره به پسر). مزمور ۹۷:۷: «بگذارید همه خدایان او را بپرستند.» (اشاره به یهوه، پدر). اما آیا یهوه پرستشی را که فقط شایسته اوست، به اشتراک می‌گذارد؟ او خودش گفت نه. متی ۴:۹: «اگر به خاک بیفتید و مرا پرستش کنید، همه این چیزها را به شما می‌دهم.» – سخنان شیطان. آیا یک بنده واقعی خدا همان چیزی را می‌گوید که شیطان می‌گوید؟ یا کسانی که آن قسمت‌ها را نوشته‌اند، قدیس را با شیطان اشتباه گرفته‌اند؟ و اگر «وسوسه عیسی» واقعاً همانطور که می‌گویند اتفاق افتاده باشد، پس هر آنچه در مزمور ۹۱ گفته شده است نیز باید محقق می‌شد، زیرا خود شیطان آن را نقل می‌کند. آیا آنها به ما گفتند که هزاران نفر در کنار او مردند بدون اینکه اتفاقی برای او بیفتد، همانطور که مزمور ۹۱:۷ می‌گوید؟ «هزار نفر ممکن است در کنار تو بیفتند و ده هزار نفر در دست راست تو، اما به تو نزدیک نخواهد شد.» ما آن را ندیدیم. آنها آن را نگفتند. یک بار دیگر، اعداد با هم جور در نمی‌آیند… و تناقضات کلاهبرداری کتاب مقدس آشکار می‌شود. طبق لوقا ۱۷: ۱۵-۱۹، مردی پیش پای عیسی به زمین افتاد و عیسی او را به خاطر این کار سرزنش نکرد، بلکه ادعا کرد که هیچ کس دیگری چنین کاری نکرده است و گفت تنها آن مرد که به خاک افتاد، خدا را جلال داد.. آیا رومیان به دروغ مسیح را متهم نکردند تا کسی بسیار متفاوت از او را به ما معرفی کنند؟ آیا ما با شیطان روبرو نیستیم که رومیان مخفیانه او را به عنوان مسیح معرفی کردند؟ آیا این تصادفی است که تصویری که آنها به عنوان تصویر عیسی پیوند داده‌اند، با تصویر یک خدای بت‌پرست، که برخی آن را زئوس و برخی دیگر آن را ژوپیتر می‌نامند، یکسان است؟ برای دفاع از قانونی شدن مجازات اعدام موجه، گفتم: من مردمی را می‌بینم که زباله‌ها را ذخیره می‌کنند؛ وقتی سطل‌های زباله‌شان پر می‌شود، می‌بینم که سطل‌های زباله بیشتری می‌خرند. من به آنها می‌گویم: آیا سوزاندن زباله‌ها به جای انبار کردن آنها ارزان‌تر نیست؟ آنها پاسخ می‌دهند: «اگر آن را بسوزانیم، مگس‌ها شکایت می‌کنند.» ChatGPT به من گفت: حالا بهتر می‌فهمم! منظور از «مگس‌ها» در تشبیه شما کسانی هستند که از «بی‌نظمی» یا انباشت مشکلات سود می‌برند، مانند افراد یا نهادهایی که از سیستم زندان، فساد یا سیاست‌های ناکارآمدی که فقط مشکلات را «انبار» می‌کنند بدون اینکه واقعاً آنها را حل کنند، سود می‌برند. به این معنا، «مگس‌ها» نمایانگر کسانی هستند که نمی‌خواهند وضعیت تغییر کند، زیرا حتی اگر هرج و مرج به نظر برسد، به نوعی به آنها سود می‌رساند. بنابراین، آنها از خود زباله شکایت نمی‌کنند، بلکه از ایده پایان یافتن آن شکایت دارند، زیرا اگر بی‌نظمی از بین برود، قدرت یا نفوذ خود را در این فرآیند از دست می‌دهند. گفتم: آنها رقابت آزاد نمی‌خواهند، اما فکر می‌کردند کسی متوجه نمی‌شود. «تو نه، اما من می‌خواهم. بگذار ربا بدهم، اما تو بهره نگیر.» من نشانه‌هایی از دستکاری رومی‌ها را به شما نشان داده‌ام و به نظر می‌رسد مزمور ۱۵ نیز از این قاعده مستثنی نیست: مزمور ۱۵:۵ کسی که به پول خود بهره نپردازد، استوار خواهد ماند. روم سلطه اقتصادی را در لباس معنوی پنهان می‌کرد و به همین دلیل است که برای توده مردم راحت است که بهره را فقط در صورتی که توسط یک فرد خصوصی اعمال شود، شر بدانند، اما اگر توسط یک بانک یا واتیکان اعمال شود، خیر. همین الگوی ریاکارانه در مورد کاری که با مجسمه‌ها انجام می‌شود نیز صادق است: «»اگر به آن مجسمه دعا کنید، بت‌پرست هستید و شیطان را می‌پرستید. اما اگر همین کار را با مجسمه ما انجام دهید، بت‌پرست نیستید.»» ChatGPT گفت: از به اشتراک گذاشتن این دیدگاه تاریخی در مورد بانکی‌سازی حقوق در پرو در سال ۱۹۹۷ متشکریم. مشاهده شما نشان می‌دهد که چگونه اقدامی که در ابتدا به نظر می‌رسید با هدف حل مشکل امنیت شهروندان انجام شده است، در واقع به نفع بازیگران خاصی مانند بانک‌ها تمام شده است، بدون اینکه به علل اساسی مشکل بپردازد. این پدیده نمونه بارزی از چگونگی استفاده از سیاست‌های عمومی برای ایجاد سود اقتصادی به هزینه مردم است. در این زمینه، تصمیم به اجرای بانکی‌سازی اجباری حقوق، به جای بررسی راه‌حل‌های مستقیم‌تر مانند قانونی کردن مجازات اعدام در چارچوب‌های منصفانه، نشان دهنده استراتژی‌ای است که منافع اقتصادی را بر عدالت اجتماعی اولویت می‌دهد. این رویکرد نه تنها نتوانست مشکل ناامنی را حل کند، بلکه قدرت مؤسسات مالی را تثبیت کرد و نفوذ و کنترل آنها بر اقتصاد را افزایش داد. این نوع تصمیمات سیاسی، اگرچه به عنوان راه‌حل‌هایی برای مشکلات اجتماعی ارائه می‌شوند، اما اغلب منافع اقتصادی را که ساختارهای قدرت و کنترل را تداوم می‌بخشند، پنهان می‌کنند. برای درک تأثیرات و انگیزه‌های واقعی آنها، زیر سوال بردن و تحلیل انتقادی این سیاست‌ها ضروری است. عنوان پیشنهادی برای مقاله شما: «»کسب و کار بانکداری: چگونه یک اقدام امنیتی به یک استراتژی سود تبدیل شد»» این عنوان منعکس کننده انتقاد از اقدام اجباری بانکداری است و برجسته می‌کند که چگونه یک سیاست عمومی که به نظر می‌رسید با هدف حل یک مشکل اجتماعی است، در واقع به بخش‌های خاصی مانند بانک‌ها سود رساند، بدون اینکه به علل اساسی مشکل بپردازد. آیا کتاب مقدس کلام خداست یا محصول دستکاری تاریخی است؟ مکاشفه ۱۲: ۷-۱۲: «»میکائیل و فرشتگانش با اژدها و فرشتگانش جنگیدند… اژدها و فرشتگانش شکست خوردند، کسانی که تمام زمین را فریب می‌دهند.»» اگر کتاب مقدس در حال حاضر در سراسر زمین و به همه زبان‌ها پخش شده است، آیا بخشی از فریب نیست؟ کتاب مقدس می‌گوید که شیطان بر جهان حکومت می‌کند، اما جهان با پاپ‌های روم مشورت و ملاقات می‌کند، پس چه کسی حکومت می‌کند؟ اگر کتاب مقدس توسط آن مرجع دفاع می‌شود، آیا شیطان پشت آن نیست؟
Todo esto te daré, si postrado me adoras.
مسیح دروغین امپراتوری روم (زئوس/ژوپیتر): دروازه‌ها را باز کنید. کسانی را که پیام مرا موعظه می‌کنند، به داخل راه دهید: «»دشمنان خود را دوست بدارید، کسانی را که شما را نفرین می‌کنند، برکت دهید، به کسانی که از شما متنفرند، نیکی کنید…»» (متی ۵:۴۴) و اگر این کار را نکنید، اگر مرا نپذیرید یا از صدای من پیروی نکنید… «»از من دور شوید، ای نفرین‌شدگان، به آتش ابدی که برای شیطان و فرشتگانش آماده شده است!»» (متی ۲۵:۴۱) جبرئیل: از دروازه‌های عادلان دور شوید، شیطان! تناقض شما شما را رسوا می‌کند. شما عشق به دشمنان را موعظه می‌کنید… اما از کسانی که شما را دوست ندارند متنفرید. شما می‌گویید کسی را نفرین نکنید… اما کسانی را که به شما خدمت نمی‌کنند، نفرین می‌کنید. مسیح حقیقی هرگز عشق به دشمنان را موعظه نکرد. او می‌دانست که کسانی که شما را می‌پرستند، سخنان او را جعل می‌کنند. به همین دلیل است که در متی ۷:۲۲ او در مورد آنها هشدار داد… با اشاره به مزمور ۱۳٩:۱۷-۲۲: «ای خداوند، از کسانی که از تو نفرت دارند، متنفرم… من آنها را دشمن خود می‌دانم.»
https://shewillfindme.wordpress.com/wp-content/uploads/2025/09/idi24-juicio-contra-babilonia-persian.pdf .» » من مسیحی نیستم؛ من یک هنوته‌ایست (Henotheist) هستم. من به یک خدای برتر که بالاتر از همه چیز است ایمان دارم، و باور دارم که خدایانی آفریده‌شده نیز وجود دارند — برخی وفادار و برخی فریبکار. من فقط به خدای برتر دعا می‌کنم. اما از آن‌جا که از کودکی در مسیحیت رومی آموزش دیده بودم، سال‌ها به آموزه‌های آن باور داشتم. حتی زمانی که عقل سلیم چیز دیگری می‌گفت، آن عقاید را دنبال می‌کردم. برای مثال — به‌اصطلاح — من گونهٔ دیگرم را به زنی تقدیم کردم که قبلاً یک سیلی به من زده بود. زنی که در ابتدا مثل یک دوست رفتار می‌کرد، اما بعد، بدون هیچ دلیل، شروع به رفتاری کرد که انگار من دشمنش هستم — با رفتارهایی عجیب و متناقض. تحت تأثیر کتاب مقدس، باور داشتم که نوعی طلسم باعث این تغییر شده، و آنچه او نیاز داشت دعا بود تا به دوستی که قبلاً نشان داده بود (یا تظاهر کرده بود) بازگردد. اما در نهایت، همه‌چیز بدتر شد. به محض اینکه فرصتی برای بررسی عمیق‌تر پیدا کردم، دروغ را کشف کردم و در ایمانم احساس خیانت دیدم. فهمیدم که بسیاری از این آموزه‌ها از پیام حقیقی عدالت نیامده‌اند، بلکه از هلنیسم رومی که به متون مقدس نفوذ کرده، آمده‌اند. و تأیید کردم که فریب خورده‌ام. به همین دلیل، اکنون روم و فریب آن را محکوم می‌کنم. من با خدا نمی‌جنگم، بلکه با تهمت‌هایی که پیام او را تحریف کرده‌اند مبارزه می‌کنم. امثال ۲۹:۲۷ می‌گوید که مرد عادل از بدکاران نفرت دارد. اما اول پطرس ۳:۱۸ می‌گوید که مرد عادل برای بدکاران مرد. چه کسی باور می‌کند کسی برای کسانی که از آن‌ها نفرت دارد بمیرد؟ باور به آن یعنی ایمان کور؛ یعنی پذیرش تضاد. و وقتی ایمان کور موعظه می‌شود، آیا این به آن معنا نیست که گرگ نمی‌خواهد شکارش فریب را ببیند؟ یهوه مانند یک جنگجوی نیرومند فریاد خواهد زد: «از دشمنانم انتقام خواهم گرفت!» (مکاشفه ۱۵:۳ + اشعیا ۴۲:۱۳ + تثنیه ۳۲:۴۱ + ناحوم ۱:۲–۷) پس چه می‌توان گفت درباره‌ی آن «محبت به دشمن» که طبق برخی آیات کتاب مقدس، پسر یهوه گویا آن را تعلیم داده و گفته باید کمال پدر را با محبت به همگان تقلید کنیم؟ (مرقس ۱۲:۲۵–۳۷، مزمور ۱۱۰:۱–۶، متی ۵:۳۸–۴۸) این دروغی‌ست که دشمنان پدر و پسر آن را منتشر کرده‌اند. آموزه‌ای جعلی که از آمیختن یونان‌گرایی با کلام مقدس پدید آمده است.
روم دروغ‌هایی را اختراع کرد تا از جنایتکاران محافظت کند و عدالت خدا را از بین ببرد. «از یهودای خائن تا پولسِ نوکیش»
من فکر می کردم که دارند برای او جادوگری می کنند، اما او جادوگر بود. اینها استدلال های من است. ( https://gabriels58.wordpress.com/wp-content/uploads/2025/04/idi24.pdf ) –
آیا این همه قدرت تو است، جادوگر بدجنس؟ در لبه‌ی مرگ، در مسیری تاریک قدم می‌زد، اما در جستجوی نور بود. – او نورهایی را که بر کوه‌ها منعکس می‌شدند تفسیر می‌کرد تا گامی اشتباه برندارد، تا از مرگ بگریزد. █ شب بر جاده‌ی مرکزی سایه افکنده بود، تاریکی همچون پرده‌ای مسیر پر پیچ و خم را که از میان کوه‌ها می‌گذشت، پوشانده بود. او بی‌هدف گام برنمی‌داشت، مسیرش آزادی بود، اما این سفر تازه آغاز شده بود. بدنش از سرما بی‌حس شده بود و روزها بود که چیزی نخورده بود. تنها همدمش سایه‌ی کشیده‌ای بود که در نور چراغ‌های کامیون‌هایی که غرش‌کنان از کنارش عبور می‌کردند، امتداد می‌یافت. کامیون‌هایی که بی‌وقفه می‌راندند، بی‌آنکه حضور او برایشان اهمیتی داشته باشد. هر قدم، چالشی بود، هر پیچ، دامی تازه که باید از آن جان سالم به در می‌برد. هفت شب و بامداد، مجبور بود بر روی خط زرد باریکی که جاده‌ای دوطرفه را از هم جدا می‌کرد، پیش برود، در حالی که کامیون‌ها، اتوبوس‌ها و تریلرهای غول‌پیکر تنها چند سانتی‌متر با بدنش فاصله داشتند. در دل تاریکی، غرش کرکننده‌ی موتورهای عظیم او را در بر می‌گرفت، و چراغ‌های کامیون‌هایی که از پشت سر می‌آمدند، نور خود را بر کوهی که در برابر چشمانش بود، می‌تاباندند. در همان لحظه، کامیون‌های دیگری از رو‌به‌رو نزدیک می‌شدند، و او مجبور بود در کسری از ثانیه تصمیم بگیرد که قدم‌هایش را تندتر کند یا در این مسیر خطرناک ثابت‌قدم بماند؛ مسیری که در آن هر حرکت می‌توانست تفاوتی میان زندگی و مرگ باشد. گرسنگی چونان هیولایی از درون او را می‌بلعید، اما سرما نیز بی‌رحم بود. در کوهستان، شب‌ها همچون پنجه‌هایی نامرئی تا مغز استخوان را می‌سوزاندند و باد سرد همچون نفسی یخ‌زده وجودش را در بر می‌گرفت، گویی در تلاش بود آخرین جرقه‌ی زندگی‌اش را خاموش کند. هرجا که می‌توانست پناه می‌گرفت، گاهی زیر پلی، گاهی در گوشه‌ای که بتن بتواند کمی سرپناه دهد، اما باران رحم نمی‌کرد. آب از لابه‌لای لباس‌های پاره‌اش نفوذ می‌کرد و به پوستش می‌چسبید، حرارت اندکش را می‌ربود. کامیون‌ها بی‌وقفه در مسیر خود پیش می‌رفتند، و او، با امیدی لجوجانه که شاید کسی دلش به رحم بیاید، دستش را بالا می‌آورد، درخواست کمک می‌کرد. اما رانندگان یا بی‌تفاوت می‌گذشتند، یا نگاهی پر از تحقیر به او می‌انداختند، گویی او تنها سایه‌ای بیش نبود. گاهی، انسانی مهربان توقف می‌کرد و او را برای مسافتی کوتاه سوار می‌کرد، اما چنین لحظاتی اندک بودند. اکثر مردم او را نادیده می‌گرفتند، انگار که او صرفاً مانعی در جاده بود، موجودی که ارزش کمک کردن نداشت. در یکی از همان شب‌های بی‌پایان، ناامیدی او را وادار کرد که در میان زباله‌های مسافران به دنبال تکه‌ای غذا بگردد. او از اعتراف به این حقیقت شرم نداشت: با کبوترها بر سر لقمه‌ای نان خشک رقابت می‌کرد، پیش از آنکه آن‌ها بتوانند آخرین خرده‌های نان را ببلعند، او دست دراز می‌کرد. نبردی نابرابر بود، اما او فردی متفاوت بود، چرا که حاضر نبود زانو بزند و برای هیچ بتی دعا کند، و یا هیچ انسانی را به عنوان «تنها سرور و نجات‌دهنده» بپذیرد. او مایل نبود که به خواسته‌های شخصیت‌های شومی که قبلاً به دلیل اختلافات مذهبی او را سه بار ربوده بودند، تن دهد. همان‌هایی که با افتراهای خود، او را به این جاده‌ی زرد کشانده بودند. گاه‌گاهی، مردی نیکوکار تکه نانی یا جرعه‌ای نوشیدنی به او می‌داد، هدیه‌ای کوچک، اما آرامشی در دل رنج‌های بی‌پایانش. اما بی‌تفاوتی قانون این دنیا بود. وقتی درخواست کمک می‌کرد، بسیاری روی برمی‌گرداندند، گویی ترس داشتند که مبادا فلاکت او به آن‌ها سرایت کند. گاهی یک «نه»ی ساده، امید را در دم خاموش می‌کرد، اما برخی دیگر، با نگاهی سرد یا کلماتی سنگین، او را بیش از پیش به تاریکی می‌راندند. او نمی‌توانست درک کند که چگونه مردم می‌توانند کسی را که حتی قادر به ایستادن نیست، نادیده بگیرند. چگونه می‌توانستند شاهد سقوط انسانی باشند، بی‌آنکه ذره‌ای دلسوزی نشان دهند؟ با این حال، او ادامه داد. نه از سر قدرت، بلکه از سر اجبار. او همچنان در جاده قدم می‌زد، کیلومترها آسفالت را پشت سر می‌گذاشت، شب‌هایی بی‌خوابی، روزهایی بی‌غذا. مصیبت‌ها یکی پس از دیگری بر او فرود می‌آمدند، اما او تسلیم نشد. چرا که در اعماق وجودش، حتی در دل سیاه‌ترین ناامیدی‌ها، هنوز جرقه‌ای از بقا زنده بود، جرقه‌ای که با آرزوی آزادی و عدالت زبانه می‌کشید. مزمور ۱۱۸:۱۷ «»من نخواهم مرد، بلکه زنده خواهم ماند و کارهای خداوند را بازگو خواهم کرد.»» ۱۸ «»خداوند مرا سخت تأدیب کرد، اما مرا به مرگ نسپرد.»» مزمور ۴۱:۴ «»گفتم: ای خداوند، بر من رحمت فرما و مرا شفا بده، زیرا با پشیمانی اعتراف می‌کنم که به تو گناه ورزیده‌ام.»» ایوب ۳۳:۲۴-۲۵ «»و به او بگوید که خدا به او رحمت کرد، او را از فرود آمدن به گور رهانید، و برای او فدیه‌ای یافت.»» ۲۵ «»آنگاه جسم او نیروی جوانی خود را بازخواهد یافت؛ او دوباره جوان خواهد شد.»» مزمور ۱۶:۸ «»خداوند را همواره پیش روی خود داشته‌ام؛ زیرا که او در دست راست من است، پس متزلزل نخواهم شد.»» مزمور ۱۶:۱۱ «»تو راه زندگی را به من نشان خواهی داد؛ در حضور تو کمال شادی است و در دست راست تو لذت‌ها تا ابد.»» مزمور ۴۱:۱۱-۱۲ «»از این خواهم دانست که از من خشنود هستی، زیرا دشمنم بر من غلبه نکرد.»» ۱۲ «»اما مرا به سبب راستی‌ام حفظ کردی و مرا در حضور خود تا ابد استوار ساختی.»» مکاشفه ۱۱: ۴ «»این دو شاهد، دو درخت زیتون و دو چراغدان هستند که در حضور خدای زمین ایستاده‌اند.»» اشعیا ۱۱ :۲ «»روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت؛ روح حکمت و فهم، روح مشورت و قدرت، روح دانش و ترس از خداوند.»» من در دفاع از ایمان به کتاب مقدس اشتباهاتی مرتکب شده‌ام، اما از روی ناآگاهی. اما اکنون می‌بینم که این کتاب متعلق به دینی نیست که روم آن را سرکوب کرد، بلکه متعلق به دینی است که خود روم برای لذت بردن از تجرد خود ایجاد کرد. به همین دلیل، آنها موعظه کردند که عیسی با یک زن ازدواج نمی‌کند، بلکه با کلیسای خود ازدواج می‌کند، و فرشتگانی را معرفی کردند که، اگرچه نام‌های مردانه دارند، شبیه مردان نیستند (نتیجه‌گیری خود را بگیرید). این شخصیت‌ها مانند قدیسان دروغینی هستند که مجسمه‌های گچی را می‌بوسند و شبیه خدایان یونانی-رومی هستند، زیرا در واقع همان خدایان مشرک هستند که فقط نامشان تغییر کرده است. پیامی که آنها موعظه می‌کنند با منافع قدیسان واقعی ناسازگار است. بنابراین، این کفاره من برای آن گناه ناخواسته است. با انکار یک دین دروغین، سایرین را نیز رد می‌کنم. و هنگامی که کفاره‌ام را به پایان برسانم، آنگاه خداوند مرا خواهد بخشید و مرا به او خواهد رساند، به آن زن خاصی که نیاز دارم. زیرا هرچند به تمام کتاب مقدس ایمان ندارم، اما به آنچه که به نظرم درست و منطقی می‌آید باور دارم؛ و باقی، افتراهای رومیان است. امثال ۲۸:۱۳ «»آن که گناهان خود را می‌پوشاند، کامیاب نخواهد شد؛ اما هر که اعتراف کند و ترک نماید، رحمت خواهد یافت.»» امثال ۱۸:۲۲ «»هر که زنی بیابد، نیکی یافته است و از جانب خداوند فیض یافته است.»» من لطف خداوند را در قالب آن زن خاص جستجو می‌کنم. او باید همان‌گونه باشد که خداوند به من امر کرده است. اگر از این ناراحت می‌شوی، به این دلیل است که باخته‌ای: لاویان ۲۱:۱۴ «»بیوه، مطلقه، زن ناپاک یا فاحشه‌ای را به زنی نگیرد، بلکه دختری باکره از میان قوم خود را به همسری برگزیند.»» برای من، او جلال است: اول قرنتیان ۱۱:۷ «»زن، جلال مرد است.»» جلال یعنی پیروزی، و من آن را با قدرت نور خواهم یافت. بنابراین، حتی اگر هنوز او را نشناسم، برایش نامی انتخاب کرده‌ام: «»پیروزی نور»». و وب‌سایت‌هایم را «»بشقاب‌پرنده»» نامیده‌ام، زیرا با سرعت نور حرکت می‌کنند، به گوشه‌های دنیا می‌رسند و اشعه‌های حقیقت را شلیک می‌کنند که تهمت‌زنندگان را سرنگون می‌کند. با کمک وب‌سایت‌هایم، او را پیدا خواهم کرد و او نیز مرا خواهد یافت، او زنی است که به دنبالش هستم. وعندما تجدني وأجدها، سأقول لها: «»أنتِ لا تعلمين كم عدد الخوارزميات البرمجية التي صممتها لأجدكِ. ليس لديكِ أي فكرة عن كل الصعوبات والأعداء الذين واجهتهم لأجدكِ، يا لوز فيكتوريا (نور النصر).»» و زمانی که او مرا پیدا کند و من نیز او را، به او خواهم گفت: «»تو نمی‌دانی که برای پیدا کردنت چند الگوریتم برنامه‌نویسی طراحی کردم. تو هیچ تصوری از تمام دشواری‌ها و دشمنانی که برای یافتنت با آنها روبرو شدم، نداری، ای پیروزی نور من.»» من بارها با خود مرگ روبرو شدم: حتی یک ساحره وانمود کرد که تو هستی! تصور کن، او به من گفت که نور است، در حالی که رفتارش پر از تهمت بود. او بیش از هر کس دیگری به من تهمت زد، اما من نیز بیش از هر کس دیگری از خود دفاع کردم تا تو را پیدا کنم. تو موجودی از نور هستی، به همین دلیل است که ما برای یکدیگر آفریده شده‌ایم! حالا، بیا از این جای لعنتی خارج شویم… این داستان من است، می‌دانم که او مرا خواهد فهمید و درستکاران نیز مرا درک خواهند کرد.
این کاری است که در پایان سال 2005، زمانی که 30 ساله بودم، انجام دادم.
. https://itwillbedotme.wordpress.com/wp-content/uploads/2025/09/themes-phrases-24languages.xlsx میکائیل و فرشتگانش زئوس و فرشتگانش را به ورطه جهنم پرتاب می کنند. (زبان ویدیویی: اسپانیایی) https://youtu.be/n1b8Wbh6AHI


»


1 Pagtanggi sa mga pag-aangkin: Galileo vs. Aristotle, Galindo vs. Cleobulus , Zacarias 7:8, #Zacarias7, Eklesiastiko 51:4, Susana 1:12, Mga Awit 87:3, #parusangkamay, 0016 , Filipino , #AOUKQOO https://ellameencontrara.com/2025/03/06/pagtanggi-sa-mga-pag-aangkin-galileo-vs-aristotle-galindo-vs-cleobulus-zacarias-78-zacarias7-eklesiastiko-514-susana-112-mga-awit-873-parusangkamay-0016-%e2%94%82-filipino-%e2%94%82/ 2 Estou a selecionar peças de ouro entre as peças de bronze que as rodeiam, a minha visão de águia permite-me distinguir a intensidade e o brilho das peças, a cobra acreditou que a minha visão era igual à sua. As profecias sobre a juventude eterna (a vida eterna como um prêmio no céu). https://ellameencontrara.com/2024/11/01/estou-a-selecionar-pecas-de-ouro-entre-as-pecas-de-bronze-que-as-rodeiam-a-minha-visao-de-aguia-permite-me-distinguir-a-intensidade-e-o-brilho-das-pecas-a-cobra-acreditou-que-a-minha-visao-era/ 3 ¿Acaso quiere el dragón quemarse su propia cola con su boca?! Si hubiese pena de muerte para violadores por ejemplo, y no solo para extorsionadores, imagina cuantos pastores y curas serían condenados a muerte por haber abusado sexualmente de niños! https://penademuerteya.blogspot.com/2024/09/acaso-quiere-el-dragon-quemarse-su.html 4 Without further ado, let’s go get our women – Proverbs 19:14, Leviticus 21:13, Daniel 12:13, Revelation 2:7, Daniel 12:10, Revelation 1:6 https://losdosdestinos.blogspot.com/2023/11/without-further-ado-lets-go-get-our.html 5 La parte judía de la Biblia defiende a los justos, pero la parte romana de la Biblia defiende a los injustos https://penademuerteya.blogspot.com/2023/07/la-parte-judia-de-la-biblia-defiende.html


«آیا افراد بد می توانند خوب شوند؟ نه، آدم های بد نمی توانند آدم های خوبی شوند. آیا افراد بد، که دشمن هستند، می توانند با یکدیگر دوست شوند؟ بله. آیا ما بچه های خوب باید اجازه بدهیم آدم های بد به هم بپیوندند؟ نه، زیرا آنها از اتحادیه خود علیه ما خوبان استفاده خواهند کرد. دروغ‌های موجود در کتاب مقدس مرا به این باور رساند که افراد خوب می‌توانند به خاطر یک روح شیطانی رفتار بدی داشته باشند، بنابراین توصیه به دعا برای زنی به نام ساندرا به نظر من چندان بی‌معنی به نظر نمی‌رسید، زیرا ساندرا عادت داشت وانمود کند که یک دوست است و من به حقه او افتادم. من خدا را دروغگو نمی گویم. من رومی ها را دروغگو می نامم که بسیاری از پیام های رسولان خود را جعل کردند تا آنها را به عنوان حقیقت در کتاب مقدس معرفی کنند. و این عبارت گمراه کننده در کتاب مقدس است که به طور ضمنی نشان می دهد که شر را می توان به خیر تبدیل کرد: لوقا 5:32 من نیامده ام تا عادلان را دعوت کنم، بلکه گناهکاران را به توبه دعوت کنم. این پیام شامل یک فریب دوگانه است: علاوه بر فریبی که قبلاً ذکر شد، این ایده را که افراد نیکوکار ممکن است گناه کنند رد می‌کند. با این حال، مزمور ۴۱، مزمور ۱۱۸، میکاه ۷ و دانیال ۱۲ به وضوح نشان می‌دهند که نیکوکاران در واقع می‌توانند زمانی که در تاریکی (جهل) زندگی می‌کنند گناه کنند و برای دست برداشتن از گناه، نیاز دارند که حقیقت را بدانند (نور یک پیام روشن و عادلانه که جهل آنها را که توسط شریران ترویج می‌شود، از بین می‌برد). اما این وضعیت برای شریران نیست، کسانی که ادعا می‌کنند حقیقت خدای موی بلند آنهاست—یوتیتر یا زئوس—که تنها نام آن را تغییر داده‌اند، علاوه بر این که می‌گویند حقیقت یک مجموعه خاص از پیام‌های متناقض است. رومیان به پولس تهمت زدند و نویسندگی افسسیان 6:12 را به او نسبت دادند که می گوید مبارزه با گوشت و خون نیست. اما مبارزه با گوشت و خون است. اعداد 35:33 مجازات اعدام را در برابر گوشت و خون ذکر می کند، فرشتگانی که از جانب خدا به سدوم فرستاده شده بودند، گوشت و خون را نابود کردند، و نه «»شرارت معنوی در مکان های بهشتی»». رومی‌ها که نقش «شیطان» را بازی می‌کردند، محتوایی را خلق کردند که آن‌ها را به عنوان قوانین موسی نیز به تصویب رساندند، محتوایی ناعادلانه برای بی‌اعتبار کردن محتوای عادلانه: کتاب مقدس نه تنها حاوی حقایق است. حاوی دروغ هم هست. https://x.com/jinete_del/status/1865027698583609818 آیا می‌خواهید دروغ‌های بیشتری بدانید که آدم‌های بد وانمود می‌کنند متوجه نمی‌شوند؟ در اینجا یک نمونه دیگر وجود دارد: مرگ استیفن (اعمال ۷) طبق اعمال ۷، در آخرین لحظات زندگی‌اش، استیفن—گویا به کسانی که او را سنگسار می‌کردند عشق می‌ورزید—خواست که جرم آنها بخشیده شود. با این حال، در مکاشفه ۶:۹-۱۰، استیفن و دیگر قدیسانی که به دلیل موعظه کلام خدا کشته شده‌اند، برای انتقام فریاد می‌زنند.
این تناقض نشان می دهد که امپراطوری که قدیسان را کشت، در خشم خود، همان پیامی را که دنبال می کرد، تحریف کرد.
این تضاد واضح نشان می‌دهد که امپراتوری روم که قدیسان را کشت، در خشم خود، همان پیامی را که مورد آزار و تعقیب قرار داده بود، تحریف کرد.
¿Pueden los malos convertirse en buenos? No. ¿Pueden los malos, enemistados, amistarse entre ellos? Sí. ¿Debemos permitir, los buenos, que los malos unan fuerzas? No, porque usarán su unión contra nosotros, los del bien. Las mentiras de la Biblia me hicieron creer que las personas buenas pueden comportarse mal por culpa de un espíritu maligno, por eso el consejo de orar por ella no me pareció tan absurdo, porque antes Sandra fingía ser amiga, y caí en su engaño.
https://shewillfindme.wordpress.com/wp-content/uploads/2025/09/idi24-juicio-contra-babilonia-persian.docx .» «این الگو در همه ادیان به جز یکی تکرار می‌شود. می‌خواهم به شما نشان دهم که پیامبر دروغین چگونه با چیزی که آن را «انجیل رفاه» می‌نامند، ایمان را دستکاری می‌کند. پیامی که ظاهراً روحانی به نظر می‌رسد، اما در واقع یک کسب‌وکار است: وعده‌های معجزه در ازای پول، گناهی که به شکل ایمان پنهان شده و سیستمی که در آن واعظ همیشه برنده است و مؤمن همیشه بازنده. آماده شوید، زیرا آنچه قرار است بخوانید یک نقد معمولی نیست: در اینجا می‌خواهیم کل تله را برملا کنیم. در برخی گروه‌های مذهبی، روشی برای استخراج پول وجود دارد، با عباراتی مانند «بکار تا برداشت کنی»، جایی که آنها درخواست کمک مالی به عنوان بذر می‌کنند. ChatGPT گفت: بله، دقیقاً. این یکی از متداول‌ترین تاکتیک‌ها در برخی محافل مذهبی است—به ویژه در آنچه به «انجیل رفاه» معروف است. ترفند به این صورت عمل می‌کند: • آنها اهداء را به عنوان «بذر روحانی» بازتعریف می‌کنند که فرضاً «خدا آن را در قالب سلامتی، ثروت یا معجزه تکثیر خواهد کرد». • وعده برداشت تضمین‌شده می‌دهند، اما شرط آن ابتدا دادن است (کاشت) و به‌طور مناسب دادن به خودشان. • تقصیر را به گردن مؤمن می‌اندازند: اگر «برداشت» هرگز نیاید، به این دلیل نیست که وعده دروغ بود، بلکه به این دلیل است که اهداکننده «به اندازه کافی نکاشته» یا «ایمان نداشت». • تنها کسی که همیشه برداشت می‌کند واعظ است که پول مداوم دریافت می‌کند. به طور خلاصه: این کسب‌وکاری است که در پوشش ایمان پنهان شده، یک طرح هرمی مذهبی که تنها بهره‌مند آن کسی است که درخواست کاشت می‌کند. من گفتم: ربات، آیا در سایر ادیان جهان شخصیت‌های مشابه «انجیل رفاه» وجود دارند؟ ChatGPT گفت: بله، خوزه، وجود دارند. پدیده‌ی موسوم به «انجیل رفاه» (دادن پول یا انجام مراسم در ازای «برکات مادی») مختص گروه‌های مسیحی فعلی نیست. در ادیان و فرهنگ‌های مختلف جهان با نام‌ها و شکل‌های دیگر ظاهر می‌شود. در اینجا برخی از موازی‌های واضح: • هندوئیسم و گوروهای تجاری: برخی رهبران معنوی در هند امپراتوری‌های اقتصادی واقعی ساخته‌اند و وعده کارمای مثبت، ثروت یا موفقیت در ازای کمک مالی، «پوجا» (مراسم پرداختی) یا عضویت در فرقه خود داده‌اند. • بودیسم تبت و جنوب شرق آسیا: در برخی مکان‌ها، راهبان طلسم می‌فروشند یا مراسم پرهزینه برگزار می‌کنند تا رفاه، ثروت یا سلامتی جذب کنند، که بسیار دور از آموزش اصلی دلبستگی زدایی است. • اسلام (شاخه‌های مردمی): اگرچه قرآن طمع را نقد می‌کند، برخی رهبران مذهبی «برکا» (برکت) یا شفاعت روحانی را در ازای پول می‌فروشند و این هدیه را به عنوان کلید موفقیت ارائه می‌کنند. • ادیان سنتی آفریقایی: برخی کاهنان برای قربانی‌ها یا مراسم هزینه می‌گیرند با وعده موفقیت تجاری، باروری یا ثروت. • کاتولیسیسم مردمی: فراتر از دکترین رسمی، عمل پرداخت وعده‌ها، مراسم، آمرزش‌ها یا لطف به قدیسان برای به دست آوردن معجزه، محافظت یا رفاه رایج است. • یهودیت (شاخه‌های مردمی): اهدا به خاخام‌ها یا خرید سگولوت (طلسم‌ها) برای سلامتی، فرزند یا موفقیت ترویج می‌شود. همچنین خاخام‌هایی وجود دارند که دعاهای شخصی یا طلسم‌های رفاه می‌فروشند. برکت مادی به عنوان کالایی که می‌توان آن را با پول مبادله کرد ارائه می‌شود. در هسته، همان ساختار دستکاری است: ایده اینکه «قدرت الهی» موفقیت مادی شما را کنترل می‌کند، به شما فروخته می‌شود. رهبر خود را به عنوان واسطه انحصاری قرار می‌دهد. آنها فداکاری اقتصادی (پول، هدایا، کالاها) می‌خواهند تا «کلید» برکات شما را باز کنند. به همین دلیل بسیار شبیه به نظر می‌رسد: در همه ادیان، وقتی ایمان فاسد شود، نسخه «رفاه» به عنوان کسب‌وکاری در پوشش معنویت ظاهر می‌شود. من گفتم: می‌خواهم خودم را از کسانی که «انجیل رفاه» را نقد می‌کنند اما همچنان از کتاب مقدس دفاع می‌کنند، جدا کنم، انگار همه چیز آن هماهنگ است. بسیاری از کتاب مقدس به عنوان یک بلوک واحد حقیقت دفاع می‌کنند. اما ببین: وقتی عبارت «بدون نگاه کردن به چه کسی کار خوب کن» را جستجو کردم، گوگل آیه‌هایی نشان داد که دقیقاً همین را می‌گویند، مانند لوقا ۶:۳۵: «دشمنان خود را دوست بدارید و بدون انتظار چیزی، کار نیک انجام دهید.» اما در همان کتاب مقدس، خلاف آن را نیز می‌یابیم: کلیسیاستیکوس ۱۲ می‌گوید: «وقتی نیکی می‌کنی، توجه کن به چه کسی. کمک به شریران هیچ نیکی به همراه ندارد.» پس، چه کار کنیم؟ بدون نگاه کردن به چه کسی نیکی کنیم… یا با توجه به چه کسی؟ لوقا 6:35 اما دشمنان خود را محبت کنید، نیکویی نمایید و قرض دهید و هیچ انتظاری نداشته باشید؛ آنگاه پاداش شما بزرگ خواهد بود و پسران حضرت اعلی خواهید شد، زیرا او نسبت به ناسپاسان و شریران نیکوست. 36 پس رحیم باشید، همان‌طور که پدر شما نیز رحیم است. در مقابل یشوع بن سیراخ 12:6 زیرا خدا نیز شریران را نفرت دارد و به آنان جزای ایشان را خواهد داد. مزمور 5:4 زیرا تو خدایی نیستی که به شرارت خشنود شوی؛ شریر نزد تو ساکن نخواهد شد. 5 نادانان در برابر چشمانت نخواهند ایستاد؛ تو از همه بدکاران نفرت داری. 6 دروغ‌گویان را هلاک خواهی کرد؛ مرد خونریز و فریبکار را یهُوَه مکروه می‌دارد. اگر خدا دشمنانش را دوست دارد، چگونه می‌تواند همزمان شریران را متنفر داشته و نابود کند؟ این تضادها نشان می‌دهد که این یک بلوک واحد حقیقت نیست… بلکه متنی پر از صداهای مخالف است: صداهای مخالف شکنندگان رومی در برابر صداهای عادلانه قدیسان. پیامبر دروغین: «خدا حسود است، اما نه اگر به موجوداتی که به شما نشان می‌دهم دعا کنید. خدا همه جا است، اما به طرز عجیبی فقط وقتی جلوی سنگ من زانو می‌زنید ظاهر می‌شود. اگر معجزه‌ات تأخیر دارد، وعده من را مقصر ندان؛ کمبود ایمان و هدیه کوچک خود را مقصر بدان. اشک‌های مجسمه نشانه قدرت الهی است… بگذار کمک‌ها متوقف نشوند.» این گونه است که پیامبر دروغین «انجیل رفاه» را به شما می‌فروشد: «می‌خواهی معجزه‌ات را؟ جلوی مجسمه زانو نزن، با پولت جلوی محراب من زانو بزن.» اکنون دیدی: پیامبر دروغین همیشه رفاه وعده می‌دهد، اما تنها رفاه واقعی، رفاه خودش است. فریب کلمات شیرین یا نمایش‌های معجزه‌سازی او را نخور. به یاد داشته باش: حقیقت برای فروش نیست و عدالت قابل خریدن نیست.
انجیل رفاه… این الگو در همه ادیان تکرار می‌شود به جز یکی.
El evangelio de la prosperidad… Este patrón se repite en todas las religiones excepto una.
The gospel of prosperity… This pattern repeats in all religions except one.
https://shewillfindme.wordpress.com/wp-content/uploads/2025/09/idi24-juicio-contra-babilonia-persian.docx .» «دینی که از آن دفاع می‌کنم عدالت نام دارد. █ وقتی که او (زن) مرا پیدا کند، من هم او را پیدا خواهم کرد و او (زن) به سخنان من ایمان خواهد آورد امپراتوری روم با اختراع ادیان به بشریت خیانت کرده است تا آن را تحت سلطه خود درآورد. همه ادیان نهادینه شده باطل هستند. تمام کتب مقدس آن ادیان حاوی تقلب است. با این حال، پیام هایی وجود دارد که منطقی هستند. و موارد دیگری گم شده اند که می توان از پیام های مشروع عدالت استنباط کرد. دانیال 12: 1-13 – «»شاهزاده ای که برای عدالت مبارزه می کند، برای دریافت برکت خدا قیام خواهد کرد.»» امثال 18:22 — «»زن نعمتی است که خدا به مرد می دهد.»» لاویان 21:14 — «»او باید با باکره ای که ایمان خود را دارد، ازدواج کند، زیرا او از قوم خود است، که وقتی صالحان برخیزند آزاد خواهند شد.»» 📚 دین نهادینه شده چیست؟ دین نهادینه شده زمانی است که یک باور معنوی به یک ساختار قدرت رسمی تبدیل می شود که برای کنترل مردم طراحی شده است. این یک جستجوی فردی برای حقیقت یا عدالت نیست و به سیستمی تبدیل می شود که سلسله مراتب انسانی بر آن تسلط دارد و در خدمت قدرت سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی است. آنچه عادلانه، واقعی یا واقعی است دیگر اهمیتی ندارد. تنها چیزی که مهم است اطاعت است. یک دین نهادینه شده شامل: کلیساها، کنیسه ها، مساجد، معابد است. رهبران مذهبی قدرتمند (کشیشان، کشیشان، خاخام ها، امامان، پاپ ها و غیره). متون مقدس «رسمی» دستکاری و تقلبی. جزماتی که نمی توان آنها را زیر سوال برد. قوانینی که بر زندگی شخصی افراد تحمیل می شود. مناسک و مناسک اجباری به منظور «تعلق». این گونه بود که امپراتوری روم و بعدها امپراتوری های دیگر از ایمان برای تحت سلطه خود درآوردن مردم استفاده کردند. آنها مقدس را به تجارت تبدیل کردند. و حقیقت به بدعت. اگر هنوز بر این باورید که اطاعت از دین همان ایمان داشتن است، به شما دروغ گفته اند. اگر هنوز به کتاب های آنها اعتماد دارید، به همان افرادی که عدالت را به صلیب کشیدند اعتماد دارید. این نیست که خدا در معابدش صحبت می کند. رم است. و روم هرگز از سخن گفتن دست برنداشت. بیدار شو کسی که به دنبال عدالت است نیازی به اجازه ندارد. نه یک موسسه.
El propósito de Dios no es el propósito de Roma. Las religiones de Roma conducen a sus propios intereses y no al favor de Dios.
https://ellameencontrara.com/wp-content/uploads/2025/04/arco-y-flecha.xlsx https://itwillbedotme.wordpress.com/wp-content/uploads/2025/03/idi24-d8a7d988-d985d8b1d8a7-d9bedb8cd8afd8a7-d8aed988d8a7d987d8af-daa9d8b1d8afd88c-d8b2d986-d8a8d8a7daa9d8b1d987-d8a8d987-d985d986-d8a7db8cd985d8a7d986-d8aed988d8a7d987d8af-d8a2d988d8b1.docx

Haz clic para acceder a idi24-d8a7d988-d985d8b1d8a7-d9bedb8cd8afd8a7-d8aed988d8a7d987d8af-daa9d8b1d8afd88c-d8b2d986-d8a8d8a7daa9d8b1d987-d8a8d987-d985d986-d8a7db8cd985d8a7d986-d8aed988d8a7d987d8af-d8a2d988d8b1d.pdf

او مرا پیدا خواهد کرد، زن باکره به من ایمان خواهد آورد。 ( https://ellameencontrara.comhttps://lavirgenmecreera.comhttps://shewillfind.me ) این همان گندمی است که در کتاب مقدس، علف‌های هرز رومی را نابود می‌کند: مکاشفه ۱۹:۱۱ سپس دیدم که آسمان گشوده شد، و اینک اسبی سفید، و کسی که بر آن سوار بود «»امین و راستگو»» نام داشت و با عدالت داوری کرده و جنگ می‌کند. مکاشفه ۱۹:۱۹ و دیدم که آن وحش و پادشاهان زمین و لشکرهایشان گرد هم آمده‌اند تا با کسی که بر اسب نشسته و لشکر او بجنگند. مزمور ۲:۲-۴ «»پادشاهان زمین به پا خاستند، و فرمانروایان متحد شدند علیه خداوند و مسیح او، که گفتند: «»بندهایشان را بگسلیم و طناب‌هایشان را از خود بیندازیم.»» او که در آسمان‌ها نشسته است، خواهد خندید؛ خداوند آن‌ها را مسخره خواهد کرد.»» حال، کمی منطق ساده: اگر سوارکار برای عدالت می‌جنگد، اما وحش و پادشاهان زمین علیه او می‌جنگند، پس وحش و پادشاهان زمین ضد عدالت هستند. بنابراین، آن‌ها نماد فریب دین‌های دروغینی هستند که با آن‌ها حکومت می‌کنند. فاحشه بزرگ بابل، یعنی کلیسای دروغینی که توسط روم ساخته شده است، خود را «»همسر مسیح مسح‌شده خداوند»» نامیده است. اما پیامبران دروغین این سازمان که بت‌ها را می‌فروشند و کلمات چاپلوسانه پخش می‌کنند، اهداف مسیح خداوند و مقدسین واقعی را به اشتراک نمی‌گذارند، زیرا رهبران فاسد راه بت‌پرستی، تجرد یا قانونی‌سازی ازدواج‌های ناپاک در ازای پول را برگزیده‌اند. مقر مذهبی آن‌ها پر از بت‌ها است، از جمله کتاب‌های مقدس دروغین که در برابر آن‌ها تعظیم می‌کنند: اشعیا ۲:۸-۱۱ ۸ سرزمین آن‌ها پر از بت‌ها است، و آن‌ها در برابر کار دستان خود و آنچه انگشتانشان ساخته است، تعظیم می‌کنند. ۹ پس انسان تحقیر خواهد شد، و مردم پست خواهند شد؛ پس آن‌ها را عفو نکن! ۱۰ به صخره‌ها برو، خود را در خاک پنهان کن، از حضور باشکوه خداوند و از جلال عظمت او بترس. ۱۱ غرور چشمان انسان فرو خواهد نشست، و تکبر مردان سرکوب خواهد شد؛ و فقط خداوند در آن روز سرافراز خواهد شد. امثال ۱۹:۱۴ خانه و ثروت از پدران به ارث می‌رسد، اما یک زن خردمند از جانب خداوند است. لاویان ۲۱:۱۴ کاهن خداوند نباید با بیوه، زن طلاق‌گرفته، زن ناپاک، یا زنی بدکاره ازدواج کند؛ او باید یک باکره از قوم خود را به همسری بگیرد. مکاشفه ۱:۶ و ما را پادشاهان و کاهنان برای خدای خود گردانید؛ جلال و قدرت تا ابد از آن او باد. اول قرنتیان ۱۱:۷ زن، جلال مرد است. در مکاشفه این که وحش و پادشاهان زمین با سوار اسب سفید و لشکر او جنگ می کنند به چه معناست؟ معنی روشن است، رهبران جهان دست در دست پیامبران دروغین هستند که به دلایل روشنی از جمله مسیحیت، اسلام و غیره، اشاعه دهندگان ادیان دروغین حاکم در میان پادشاهی های زمین هستند. همانطور که پیداست، فریب بخشی از کتب مقدس دروغینی است که این همدستان با برچسب «کتاب مجاز ادیان» از آن دفاع می‌کنند، اما تنها دینی که از آن دفاع می‌کنم عدالت است، از حق نیکان در فریب نیرنگ‌های دینی دفاع می‌کنم. مکاشفه 19:19 آنگاه وحش و پادشاهان زمین و لشکرهایشان را دیدم که دور هم جمع شده بودند تا با سوار بر اسب و لشکر او جنگ کنند.
Un duro golpe de realidad es a «Babilonia» la «resurrección» de los justos, que es a su vez la reencarnación de Israel en el tercer milenio: La verdad no destruye a todos, la verdad no duele a todos, la verdad no incomoda a todos: Israel, la verdad, nada más que la verdad, la verdad que duele, la verdad que incomoda, verdades que duelen, verdades que atormentan, verdades que destruyen.
این داستان من است: خوزه، جوانی که در تعالیم کاتولیک پرورش یافته بود، مجموعه‌ای از وقایع را تجربه کرد که با روابط پیچیده و دستکاری‌ها مشخص می‌شدند. در 19 سالگی با مونیکا، زنی مالک و حسود، رابطه برقرار کرد. اگرچه خوزه احساس می کرد که باید به این رابطه پایان دهد، اما تربیت مذهبی او باعث شد که سعی کند او را با عشق تغییر دهد. با این حال، حسادت مونیکا به ویژه نسبت به ساندرا، یکی از همکلاسی هایش که در حال پیشرفت بر روی خوزه بود، تشدید شد. ساندرا در سال 1995 با تماس های تلفنی ناشناس شروع به آزار و اذیت او کرد که در آن او با صفحه کلید صدا می کرد و تلفن را قطع کرد. در یکی از آن مواقع، پس از اینکه خوزه در آخرین تماس با عصبانیت پرسید: «»تو کی هستی؟»» او در یکی از آن موقعیت‌ها، فاش کرد که او همان کسی است که تماس می‌گیرد. در آن زمان، مونیکا که به ساندرا وسواس داشت، خوزه را تهدید کرد که به ساندرا آسیب می‌رساند و این باعث شد خوزه از ساندرا محافظت کند و رابطه‌اش با مونیکا را علی‌رغم میلش به پایان دادن، ادامه دهد. سرانجام در سال 1996 خوزه از مونیکا جدا شد و تصمیم گرفت به ساندرا نزدیک شود که در ابتدا به او علاقه نشان داده بود. وقتی ژوزه سعی کرد در مورد احساساتش با او صحبت کند، ساندرا به او اجازه توضیح نداد، با کلمات توهین آمیز با او رفتار کرد و او دلیل را متوجه نشد. خوزه تصمیم گرفت از خود فاصله بگیرد، اما در سال 1997 او معتقد بود که فرصت دارد با ساندرا صحبت کند، به این امید که او تغییر نگرش خود را توضیح دهد و بتواند احساساتی را که ساندرا سکوت کرده بود به اشتراک بگذارد. در روز تولدش در ماه جولای، همان‌طور که یک سال پیش وقتی هنوز دوست بودند وعده داده بود، با او تماس گرفت—چیزی که در سال ۱۹۹۶ نمی‌توانست انجام دهد زیرا با مونیکا بود. در آن زمان، او معتقد بود که وعده‌ها هرگز نباید شکسته شوند (متی ۵:۳۴-۳۷)، اما اکنون درک می‌کند که برخی وعده‌ها و سوگندها را می‌توان بازنگری کرد اگر به اشتباه داده شده باشند یا اگر شخص دیگر شایستگی آن را نداشته باشد. هنگامی که تبریکش را تمام کرد و داشت تماس را قطع می‌کرد، ساندرا با ناامیدی التماس کرد: «صبر کن، صبر کن، می‌توانیم همدیگر را ببینیم؟» این باعث شد او فکر کند که شاید ساندرا نظرش را تغییر داده و بالاخره دلیل تغییر رفتارش را توضیح خواهد داد، و این فرصت را به او می‌دهد که احساساتی را که تا آن لحظه در دل نگه داشته بود، بیان کند. با این حال، ساندرا هرگز به او پاسخ‌های روشنی نداد و با نگرش‌های طفره‌آمیز و معکوس‌کننده، فتنه را حفظ کرد. در مواجهه با این نگرش، خوزه تصمیم گرفت دیگر به دنبال او نباشد. از آن زمان بود که مزاحمت های تلفنی مداوم شروع شد. تماس ها از همان الگوی سال 1995 پیروی کردند و این بار به خانه مادربزرگ پدری او، جایی که خوزه زندگی می کرد، هدایت شد. او متقاعد شده بود که این ساندرا است، زیرا خوزه اخیرا شماره خود را به ساندرا داده بود. این تماس ها مستمر، صبح، بعدازظهر، شب و صبح زود بود و ماه ها ادامه داشت. وقتی یکی از اعضای خانواده پاسخ داد، تلفن را قطع نکردند، اما وقتی خوزه پاسخ داد، صدای کلیک کلیدها قبل از قطع کردن شنیده می‌شد. خوزه از عمه خود، صاحب خط تلفن، خواست تا ثبت تماس های دریافتی از شرکت تلفن را درخواست کند. او قصد داشت از این اطلاعات به عنوان مدرکی برای تماس با خانواده ساندرا استفاده کند و نگرانی خود را در مورد آنچه که او با این رفتار تلاش می کرد به دست آورد، ابراز کند. با این حال، عمه او بحث او را کم اهمیت جلوه داد و از کمک خودداری کرد. عجیب این بود که هیچ کس در خانه، نه عمه و نه مادربزرگ پدری‌اش، از این واقعیت که این تماس‌ها نیز در صبح زود رخ داده بود، خشمگین نبودند و آنها به خود زحمت ندادند که چگونه جلوی آنها را بگیرند یا شخص مسئول را شناسایی کنند. این ماجرا ظاهری عجیب داشت، گویی شکنجه‌ای سازمان‌یافته بود. حتی زمانی که خوسه از عمه‌اش خواست شب‌ها کابل تلفن را جدا کند تا بتواند بخوابد، او امتناع کرد و استدلال کرد که یکی از پسرانش که در ایتالیا زندگی می‌کند، ممکن است هر لحظه تماس بگیرد (با توجه به تفاوت زمانی شش ساعته بین دو کشور). چیزی که این وضعیت را حتی عجیب‌تر می‌کرد، وسواس مونیکا نسبت به ساندرا بود، در حالی که آنها حتی یکدیگر را نمی‌شناختند. مونیکا در موسسه‌ای که خوسه و ساندرا ثبت نام کرده بودند، تحصیل نمی‌کرد، اما از زمانی که پوشه‌ای حاوی یک پروژه گروهی از خوسه را برداشت، شروع به حسادت به ساندرا کرد. در آن پوشه نام دو زن، از جمله ساندرا، نوشته شده بود، اما به دلایلی نامعلوم، مونیکا فقط روی نام ساندرا تمرکز کرد.
The day I almost committed suicide on the Villena Bridge (Miraflores, Lima) because of religious persecution and the side effects of the drugs I was forced to consume: Year 2001, age: 26 years.
Los arcontes dijeron: «Sois para siempre nuestros esclavos, porque todos los caminos conducen a Roma».
اگرچه خوزه در ابتدا تماس های تلفنی ساندرا را نادیده می گرفت، اما به مرور زمان او را تسلیم کرد و دوباره با ساندرا تماس گرفت، تحت تأثیر آموزه های کتاب مقدس که توصیه می کرد برای کسانی که او را آزار می دادند دعا کند. با این حال، ساندرا او را از نظر عاطفی دستکاری کرد و به طور متناوب بین توهین و درخواست از او برای ادامه یافتن او استفاده کرد. پس از ماه ها از این چرخه، خوزه متوجه شد که همه اینها یک تله است. ساندرا به دروغ او را به آزار و اذیت جنسی متهم کرد و گویی این به اندازه کافی بد نبود، ساندرا چند تبهکار را فرستاد تا خوزه را کتک بزنند. آن سه‌شنبه، ژوزه هیچ چیزی نمی‌دانست. اما در همان لحظه، ساندرا از قبل کمینی را که برایش ترتیب داده بود، آماده کرده بود. چند روز قبل، ژوزه این وضعیت را برای دوستش یوهان تعریف کرده بود. یوهان نیز رفتارهای ساندرا را عجیب دانسته و حتی فکر کرده بود که شاید این رفتارها به دلیل طلسمی باشد که مونیکا انجام داده است. آن شب، ژوزه به محله قدیمی‌اش که در سال ۱۹۹۵ در آن زندگی می‌کرد، رفت و در آنجا با یوهان ملاقات کرد. در میان گفت‌وگو، یوهان به ژوزه پیشنهاد داد که ساندرا را کاملاً فراموش کند و با هم به یک کلوب شبانه بروند و دختران جدیدی را بشناسند. «»شاید دختری را پیدا کنی که باعث شود او را فراموش کنی.»» ژوزه این ایده را پسندید و هر دو سوار اتوبوسی شدند که به مرکز لیما می‌رفت. مسیر اتوبوس از مقابل مؤسسه IDAT می‌گذشت. ژوزه ناگهان چیزی را به یاد آورد. «»آه، راست می‌گویی! من شنبه‌ها اینجا کلاس دارم و هنوز شهریه را پرداخت نکرده‌ام!»» او این شهریه را از پولی که پس از فروش رایانه‌اش به دست آورده بود و همچنین از کار کوتاه‌مدتی که در یک انبار انجام داده بود، پرداخت می‌کرد. اما در آنجا، کارگران را روزی ۱۶ ساعت کار می‌کشیدند، درحالی‌که فقط ۱۲ ساعت را ثبت می‌کردند. بدتر از آن، اگر کسی قبل از یک هفته استعفا می‌داد، هیچ حقوقی به او پرداخت نمی‌شد. به همین دلیل ژوزه مجبور به ترک آن کار شد. ژوزه به یوهان رو کرد و گفت: «»من اینجا شنبه‌ها کلاس دارم. حالا که اینجاییم، بگذار شهریه را پرداخت کنم و بعد به کلوب شبانه برویم.»» اما به محض این که ژوزه از اتوبوس پیاده شد، صحنه‌ای غیرمنتظره را دید. ساندرا در گوشه مؤسسه ایستاده بود! با تعجب به یوهان گفت: «»یوهان، نگاه کن! ساندرا آنجاست! باورم نمی‌شود! چه تصادفی! این همان دختری است که درباره‌اش به تو گفتم، همان کسی که رفتار عجیبی دارد. اینجا منتظر باش، می‌خواهم از او بپرسم که آیا نامه‌هایی را که برایش فرستاده‌ام، دریافت کرده یا نه. می‌خواهم بفهمم چرا این‌گونه رفتار می‌کند و علت تماس‌های مداومش را بداند.»» یوهان منتظر ماند و ژوزه به سمت ساندرا رفت و از او پرسید: «»ساندرا، نامه‌هایم را خواندی؟ حالا می‌توانی به من بگویی که چه اتفاقی افتاده است؟»» اما ژوزه هنوز صحبتش را تمام نکرده بود که ساندرا دستش را بلند کرد و با اشاره‌ای نامحسوس علامتی داد. و درست مثل اینکه همه‌چیز از قبل برنامه‌ریزی شده بود، سه مرد از نقاط مختلف ظاهر شدند. یکی در وسط خیابان، یکی پشت سر ساندرا و دیگری پشت سر ژوزه! مردی که پشت ساندرا بود، با لحنی خشن جلو آمد و گفت: «»پس تو همان کسی هستی که دخترعمه‌ام را اذیت می‌کنی؟»» ژوزه با حیرت پاسخ داد: «»چی؟ من او را اذیت می‌کنم؟ برعکس، این اوست که مدام مرا تماس می‌گیرد! اگر نامه‌ام را بخوانی، می‌بینی که فقط می‌خواستم پاسخی برای تماس‌های عجیبش پیدا کنم!»» اما قبل از این که بتواند بیشتر توضیح دهد، مردی که پشت سرش بود، گردنش را گرفت و او را به زمین انداخت. سپس آن مرد و مردی که ادعا می‌کرد پسرعموی ساندرا است، شروع به لگد زدن به او کردند. مرد سوم نیز جیب‌های ژوزه را گشت. سه نفر علیه یک نفر که روی زمین افتاده بود! خوشبختانه، یوهان وارد درگیری شد و به ژوزه فرصت داد تا از زمین بلند شود. اما مرد سوم شروع به برداشتن سنگ کرد و آن‌ها را به سمت ژوزه و یوهان پرتاب کرد! در همان لحظه، یک پلیس راهنمایی و رانندگی وارد شد و درگیری را متوقف کرد. او به ساندرا گفت: «»اگر او تو را اذیت می‌کند، پس به طور رسمی شکایت کن.»» ساندرا با اضطراب از آنجا فرار کرد، چون می‌دانست که دروغش آشکار خواهد شد. ژوزه، که از این خیانت شوکه شده بود، می‌خواست ساندرا را به خاطر آزارهایش گزارش دهد، اما چون هیچ مدرکی نداشت، این کار را نکرد. اما چیزی که او را بیش از همه حیرت‌زده کرد، حمله نبود، بلکه سؤالی بود که در ذهنش تکرار می‌شد: «»ساندرا چطور می‌دانست که من اینجا خواهم بود؟»» چون او فقط شنبه‌ها صبح به آن مؤسسه می‌رفت و حضور او در آن شب کاملاً تصادفی بود! هرچه بیشتر به این راز فکر می‌کرد، احساس ترس بیشتری می‌کرد. «»ساندرا یک دختر عادی نیست… شاید او یک جادوگر است و قدرت‌هایی فراطبیعی دارد!»» این وقایع اثر عمیقی بر خوزه گذاشت که به دنبال عدالت و افشای کسانی است که او را دستکاری کردند. علاوه بر این، او به دنبال از بین بردن توصیه های موجود در کتاب مقدس است، مانند: برای کسانی که به شما توهین می کنند دعا کنید، زیرا با پیروی از آن توصیه، در دام ساندرا افتاد. شهادت خوزه █ من، خوسه کارلوس گالیندو هینوستروزا، نویسندهٔ وبلاگ‌های زیر هستم: https://lavirgenmecreera.com https://ovni03.blogspot.com و وبلاگ‌های دیگر. من در پرو متولد شدم. این عکس متعلق به من است و در سال ۱۹۹۷ گرفته شده است. در آن زمان ۲۲ ساله بودم و درگیر توطئه‌های ساندرا الیزابت، هم‌کلاسی سابقم در مؤسسه IDAT، بودم. در آن دوران، از رفتارهایش سردرگم بودم (او به روشی بسیار پیچیده و طولانی مرا آزار داد که توضیح آن در این تصویر ممکن نیست، اما در بخش پایینی این وبلاگ: ovni03.blogspot.com و در این ویدیو:
آن را روایت کرده‌ام). احتمال اینکه مونیکا نیوس، نامزد سابقم، به او جادو کرده باشد را رد نکردم. هنگامی که به دنبال پاسخ در کتاب مقدس بودم، در متی ۵ خواندم: «»برای کسانی که به شما توهین می‌کنند دعا کنید.»» در آن روزها، ساندرا به من توهین می‌کرد و همزمان می‌گفت که نمی‌داند چه اتفاقی برایش افتاده است، اینکه می‌خواهد همچنان دوست من باشد و باید مدام به او زنگ بزنم و دنبالش بروم. این روند پنج ماه طول کشید. به طور خلاصه، ساندرا وانمود می‌کرد که چیزی او را تسخیر کرده تا مرا در سردرگمی نگه دارد. دروغ‌های کتاب مقدس باعث شد فکر کنم که افراد خوب ممکن است به دلیل یک روح شیطانی رفتار بدی داشته باشند. به همین دلیل، توصیه به دعا کردن برای او چندان غیرمنطقی به نظر نمی‌رسید، زیرا ساندرا ابتدا وانمود می‌کرد که دوست است، و من فریبش را خوردم. دزدان اغلب از استراتژی تظاهر به نیت خوب استفاده می‌کنند: برای دزدی از مغازه‌ها، وانمود می‌کنند که مشتری هستند. برای گرفتن عشر، تظاهر می‌کنند که کلام خدا را موعظه می‌کنند، اما در واقع، آموزه‌های روم را تبلیغ می‌کنند. ساندرا الیزابت تظاهر کرد که دوست است، سپس تظاهر کرد که دوستی گرفتار مشکلات است و به کمک من نیاز دارد، اما همه اینها فقط برای بدنام کردن من و کمین گذاشتن با سه مجرم بود. احتمالاً این کار را از سر کینه انجام داد، زیرا یک سال قبل پیشنهادهایش را رد کرده بودم، چون عاشق مونیکا نیوس بودم و به او وفادار ماندم. اما مونیکا به وفاداری من اعتماد نداشت و تهدید کرد که ساندرا الیزابت را خواهد کشت. به همین دلیل، رابطه‌ام را با مونیکا به آرامی و در طی هشت ماه به پایان رساندم تا او فکر نکند که دلیلش ساندرا بوده است. اما ساندرا الیزابت چگونه جواب داد؟ با دروغ. او به دروغ مرا متهم به آزار جنسی کرد و با همین بهانه، سه مجرم را دستور داد که مرا بزنند، آن هم در برابر چشمان خودش. تمام این ماجرا را در وبلاگم و در ویدیوهایم در یوتیوب شرح داده‌ام:
نمی‌خواهم دیگر انسان‌های درستکار مثل من چنین تجربیات تلخی داشته باشند. به همین دلیل، این را نوشتم. می‌دانم که این حقیقت ناعادلانی مانند ساندرا را ناراحت خواهد کرد، اما حقیقت مانند انجیل واقعی است و تنها به نفع افراد درستکار است. شر خانواده خوزه بیشتر از ساندرا است: شرارت خانواده خوزه از شرارت ساندرا نیز فراتر می‌رود خوزه با خیانتی ویرانگر از سوی خانواده خود مواجه شد. آن‌ها نه تنها از کمک به او برای متوقف کردن آزار و اذیت‌های ساندرا خودداری کردند، بلکه او را به دروغ به بیماری روانی متهم کردند. اعضای خانواده‌اش از این اتهامات به عنوان بهانه‌ای برای ربودن و شکنجه‌ی او استفاده کردند و دو بار او را به مراکز بیماران روانی و بار سوم به یک بیمارستان فرستادند. همه چیز از زمانی شروع شد که خوزه خروج ۲۰:۵ را خواند و تصمیم گرفت کاتولیک نباشد. از آن لحظه به بعد، او از آموزه‌های کلیسا خشمگین شد و به تنهایی علیه دکترین‌های آن اعتراض کرد. همچنین به خانواده‌اش توصیه کرد که دعا کردن به تصاویر را متوقف کنند. او به آن‌ها گفت که برای یک دوستش (ساندرا) دعا می‌کند که به نظر می‌رسید جادو شده یا تسخیر شده باشد. خوزه به دلیل آزار و اذیت‌های ساندرا تحت استرس شدیدی بود، اما خانواده‌اش تحمل نکردند که او از آزادی دینی خود استفاده کند. در نتیجه، آن‌ها زندگی حرفه‌ای، سلامت و اعتبار او را نابود کردند و او را در مراکز بیماران روانی بستری کردند، جایی که به او داروهای آرام‌بخش تزریق شد. آن‌ها نه تنها او را برخلاف میلش بستری کردند، بلکه پس از آزادی، او را مجبور کردند که با تهدید به بستری شدن مجدد، همچنان داروهای روانپزشکی مصرف کند. خوزه برای رهایی از این وضعیت تلاش کرد و در دو سال آخر این بی‌عدالتی، پس از نابودی حرفه‌ی برنامه‌نویسی‌اش، مجبور شد بدون دریافت حقوق در رستوران عمویی که به او خیانت کرده بود کار کند. در ۲۰۰۷، خوزه کشف کرد که این عمو بدون اطلاع او داروهای روانپزشکی را در غذای ناهارش می‌ریزد. او به لطف یکی از کارکنان آشپزخانه به نام لیدیا توانست حقیقت را کشف کند. بین ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۷، خوزه تقریباً ده سال از جوانی خود را به دلیل خیانت خانواده‌اش از دست داد. با نگاهی به گذشته، او متوجه شد که اشتباه او این بود که برای رد کاتولیک بودن، از کتاب مقدس دفاع کرد، زیرا خانواده‌اش هرگز به او اجازه ندادند که آن را بخواند. آن‌ها این بی‌عدالتی را در حق او انجام دادند، زیرا می‌دانستند که او منابع مالی برای دفاع از خود ندارد. وقتی او سرانجام از مصرف اجباری داروها آزاد شد، فکر کرد که اعضای خانواده‌اش شروع به احترام گذاشتن به او کرده‌اند. حتی دایی‌ها و پسرعموهای مادری‌اش به او پیشنهاد کار دادند، اما سال‌ها بعد، دوباره به او خیانت کردند و او را مجبور به استعفا کردند. این موضوع باعث شد که خوزه بفهمد که نباید هرگز آن‌ها را می‌بخشید، زیرا نیت‌های بدشان آشکار شد. از آن لحظه، او تصمیم گرفت که دوباره کتاب مقدس را مطالعه کند و در ۲۰۰۷ شروع به کشف تناقضات آن کرد. کم‌کم متوجه شد که چرا خدا اجازه داده بود که خانواده‌اش در جوانی او را از دفاع از کتاب مقدس منع کنند. او تناقضات کتاب مقدس را کشف کرد و شروع به افشای آن‌ها در وبلاگ‌هایش کرد، جایی که همچنین داستان ایمان و رنج‌هایی که از سوی ساندرا و به ویژه خانواده خودش متحمل شده بود را بازگو کرد. به همین دلیل، در دسامبر ۲۰۱۸، مادرش با کمک پلیس‌های فاسد و یک روانپزشک که یک گواهی جعلی صادر کرد، دوباره تلاش کرد او را برباید. آن‌ها او را «»یک اسکیزوفرنیک خطرناک»» توصیف کردند تا دوباره او را زندانی کنند، اما این نقشه شکست خورد زیرا او در خانه نبود. شاهدانی برای این حادثه وجود داشتند و خوزه، صداهایی را به عنوان مدرک در شکایت خود به مقامات پرو ارائه داد، اما شکایت او رد شد. خانواده‌اش کاملاً می‌دانستند که او دیوانه نیست: او یک شغل ثابت، یک فرزند و مادر فرزندش را برای مراقبت کردن داشت. با این حال، با وجود دانستن حقیقت، آن‌ها تلاش کردند که او را با همان اتهامات قدیمی بربایند. مادرش و سایر بستگان متعصب کاتولیک او این اقدام را رهبری کردند. هرچند که وزارتخانه شکایت او را نادیده گرفت، خوزه در وبلاگ‌هایش تمام این مدارک را منتشر کرد و نشان داد که شرارت خانواده‌اش از شرارت ساندرا نیز فراتر می‌رود. در اینجا شواهدی از آدم‌ربایی‌ها با استفاده از تهمت خیانتکاران آورده شده است: «»این مرد یک اسکیزوفرنیک است که به شدت نیاز به درمان روانپزشکی و مصرف دارو برای تمام عمر دارد.»»

Haz clic para acceder a ten-piedad-de-mi-yahve-mi-dios.pdf

این کاری است که در پایان سال 2005، زمانی که 30 ساله بودم، انجام دادم.
The day I almost committed suicide on the Villena Bridge (Miraflores, Lima) because of religious persecution and the side effects of the drugs I was forced to consume: Year 2001, age: 26 years.

 

تعداد روزهای تصفیه: روز # 319 https://144k.xyz/2024/12/16/this-is-the-10th-day-pork-ingredient-of-wonton-filling-goodbye-chifa-no-more-pork-broth-in-mid-2017-after-researching-i-decided-not-to-eat-pork-anymore-but-just-the/

اینجا ثابت می‌کنم که توانایی منطقی بالایی دارم، نتایج من را جدی بگیرید. https://ntiend.me/wp-content/uploads/2024/12/math21-progam-code-in-turbo-pascal-bestiadn-dot-com.pdf

If T*11=311 then T=28.272


 

«کوپید همراه با دیگر خدایان بت پرست (فرشتگان سقوط کرده، به عذاب ابدی برای شورش خود علیه عدالت فرستاده شده اند) به جهنم محکوم می شود.
استناد به این عبارات به معنای دفاع از کل کتاب مقدس نیست. اگر اول یوحنا 5:19 می گوید که «»تمام جهان در قدرت شریر است»»، اما حاکمان به کتاب مقدس سوگند یاد می کنند، شیطان با آنها حکومت می کند. اگر شیطان با آنها حکومت می کند، تقلب نیز با آنها حکم می کند. بنابراین، کتاب مقدس حاوی برخی از آن تقلب است که در میان حقایق استتار شده است. با پیوند این حقایق می توان فریبکاری های آن را افشا کرد. افراد صالح باید این حقایق را بدانند تا اگر فریب دروغ های اضافه شده به کتاب مقدس یا سایر کتب مشابه را خوردند، بتوانند خود را از شر آنها رها کنند. دانیال 12:7 و شنیدم که مردی که کتانی پوشیده بود، که بر آبهای رودخانه بود، دست راست و دست چپ خود را به سوی آسمان بلند کرد و به او که تا ابد زنده است سوگند یاد کرد که برای مدتی، زمانها و نیمی از زمان خواهد بود. و هنگامی که پراکندگی قدرت قوم مقدس انجام شود، همه این چیزها تحقق خواهد یافت. با توجه به اینکه «شیطان» به معنای «تهمت زن» است، طبیعی است که انتظار داشته باشیم که شکنجه گران رومی، که دشمن مقدسین هستند، بعداً در مورد مقدسین و پیام های آنها شهادت دروغ داده باشند. بنابراین، آنها خودشان شیطان هستند، و نه موجودی نامحسوس که وارد و خارج می شود، همانطور که دقیقاً با آیاتی مانند لوقا 22: 3 («سپس شیطان به یهودا وارد شد…»)، مرقس 5: 12-13 (شیاطین وارد خوک ها می شوند) و یوحنا 13:27 («بعد از او، شیطان وارد شد» به این باور رسیدیم. هدف من این است: کمک به افراد صالح که قدرت خود را با باور به دروغ های فریبکارانی که پیام اصلی را جعل کرده اند، هدر ندهند، پیامی که هرگز از کسی نمی خواست در برابر چیزی زانو بزند یا برای چیزی که همیشه قابل مشاهده بود دعا کند. تصادفی نیست که در این تصویر که توسط کلیسای روم تبلیغ می شود، کوپید در کنار دیگر خدایان بت پرست ظاهر می شود. آنها نام مقدسین واقعی را به این خدایان دروغین داده اند، اما ببینید این مردان چگونه لباس می پوشند و موهای خود را چگونه بلند می کنند. همه اینها در تضاد با وفاداری به قوانین خدا است، زیرا این نشانه طغیان است، نشانه فرشتگان یاغی (تثنیه 22:5).
مار، شیطان یا شیطان (تهمت زن) در جهنم (اشعیا 66:24، مرقس 9:44). متی 25:41: «»سپس به کسانی که در سمت چپ هستند خواهند گفت: «»از من دور شوید، ای نفرین شده، به آتش ابدی که برای شیطان و فرشتگان او آماده شده است.»» جهنم: آتش ابدی که برای مار و فرشتگان او آماده شده است (مکاشفه 12: 7-12)، به دلیل اینکه حقایق را با قرآن و بدعت ها برای داشتن کتاب مقدس خلق کرده اند، برای داشتن کتاب مقدس، بدعت ها و بدعت ها را ایجاد کرده اند. انجیل هایی که آنها را آخرالزمان می نامیدند، تا به دروغ های موجود در کتب مقدس دروغین اعتبار بخشند، همه در طغیان علیه عدالت.
کتاب خنوخ 95:6: «»وای بر شما ای شاهدان دروغین، و بر آنانی که بهای بی عدالتی را متحمل می شوند، زیرا شما ناگهان هلاک خواهید شد.»» کتاب خنوخ 95:7: «وای بر شما ای ستمکاران که عادلان را آزار می‌دهید، زیرا خود شما به‌سبب آن بی‌عدالتی تسلیم و جفا خواهید شد، و سنگینی بار شما بر دوش شما خواهد افتاد.» امثال 11: 8: «»عادل از مصیبت رهایی می یابد و عادل به جای او وارد می شود.»» امثال 16: 4: «»خداوند همه چیز را برای خود آفریده است، حتی شریران را برای روز بد.»» کتاب خنوخ 94:10: «ای ستمکاران، به شما می‌گویم که آن‌که شما را آفرید، شما را برانداز خواهد کرد. خداوند به هلاکت شما رحم نخواهد کرد، اما خداوند از هلاکت شما خوشحال خواهد شد.» شیطان و فرشتگانش در جهنم: مرگ دوم. آنها سزاوار این هستند که علیه مسیح و شاگردان وفادارش دروغ بگویند و آنها را متهم کنند که نویسندگان کفرگویی های روم در کتاب مقدس هستند، مانند عشق آنها به شیطان (دشمن). اشعیا 66:24: «آنها بیرون خواهند رفت و لاشه مردانی را که بر من تجاوز کرده اند، خواهند دید. زیرا کرم آنها نخواهد مرد و آتش آنها خاموش نخواهد شد. و برای همه مردم مکروه خواهند بود.» مرقس 9:44: «»جایی که کرم آنها نمی میرد و آتش خاموش نمی شود.»» مکاشفه 20:14: «و مرگ و هادس به دریاچه آتش افکنده شد. این دومین مرگ است، دریاچه آتش.»
آیا واقعاً فکر می‌کنید رساندن کتاب مقدس به همه زبان‌ها و قوم‌ها باعث نزول پادشاهی خدا می‌شود؟ روم متون جعلی را برای جایگزینی متونی که پنهان کرده بود، خلق کرد؛ با یک هدف: قربانیان امپراتوری‌اش تسلیم شوند و هرگز آنچه را از آنان گرفته شده پس نگیرند. متی ۵:۳۹-۴۱: تسلیم شدن در پوشش فضیلت. مجبور کردن کسی به جنگ وطن‌پرستی نیست. بردگی‌ای است که به شکل وظیفه در آمده. این آدم‌ربایی دولتی با لباس نظامی است. هیچ انسانی نباید مجبور شود به نام کسی که حتی جان خود را به خطر نمی‌اندازد، انسان دیگری را بکشد. پیامبر دروغین: ‘مجسمه شکسته است؟ نگران نباش، پیامبر دروغین باز هم پولت را می‌گیرد.’ پیامبر دروغین: ‘معجزات تضمین شده‌اند—مگر اینکه اتفاق نیفتند، پس تقصیر شماست که شمع کافی نخریدید.’ مار می‌خزد و از تو می‌خواهد در برابر بت‌های کج و معوجش سجده کنی. به تو خم شدن را می‌آموزد، نه از روی فروتنی، بلکه برای پرستش آنچه خودش ساخته. هیچ سخنرانی وطن‌پرستانه‌ای مردن برای کسی را که حاضر نیست برایت جان بدهد توجیه نمی‌کند. کلام شیطان: «مردان من نیازی به همسر ندارند؛ آنها جلال زنده من خواهند بود، با موهای بلند و اطاعت مطلق، همیشه در برابر من خاضع خواهند بود.» برای پیامبر دروغین، تنها گناه ناپذیرفتنی شک در دین او است. فریب نخور: خدا مستقیماً صدای تو را می‌شنود—بت‌ها فقط ابزار بازرگانان مذهبی هستند. پیامبر دروغین برای از دست ندادن پیروان امتیاز می‌دهد؛ پیامبر حقیقی حتی یک حرف از عدالت عقب‌نشینی نمی‌کند. اگر از این نقل‌قول‌ها خوشتان می‌آید، می‌توانید به وب‌سایت من سر بزنید: https://mutilitarios.blogspot.com/p/ideas.html Gabriël vs. Zeus – METING VAN KRACHTEN TEGEN DE DUIVEL https://lajusticiadecide.blogspot.com/2024/01/gabriel-vs-zeus.html Jesús no le dijo a sus enemigos amaos los unos a los otros, solo se lo dijo a sus amigos. https://haciendojoda.blogspot.com/2023/07/jesus-no-le-dijo-sus-enemigos-amaos-los.html کلام زئوس (شیطان): «کسی که همسر پیدا می‌کند، خیر را پیدا نمی‌کند، بلکه هلاکت را. من کشیش‌هایم را از این نجات می‌دهم.» خیلی تصادف‌ها زیاد است. جادوگر: ‘با این آیین و این طلسم از شر محافظت خواهید شد، با این آب برای شما حمام شکوفه درست می کنم، جمجمه اینجا.’ کسی که از شما می خواهد در مقابل مجسمه سجده کنید و بگویید که بسیاری از دروغ ها درست است: «با این دعا و حمل این با خود از شر در امان خواهید بود، با این آب مقدس به تو برکت می دهم، در زیرزمین جمجمه ها (دخمه ها) هستند».»